با اين برادر از اوضاع مصر و موقعيت آن در جهان اسلام صحبت شد.  ايشان بسيار اميدوار بودند که با ايجاد رابطه بين مصر و ايران تحولي در جهان اسلام اتفاق بيفتد و نقش کشورهايي که در اثر عدم وجود اين رابطه قوت گرفته اند محدودتر بشود.  علاقة بسيار زيادي به تاريخ ارتباطات ايران و مصر داشت و بسياري از موارد را با جزئيات مناسب مي دانست.  مثلاً خودش از اهالي اسکندريه بود و توضيح مي داد که اسکندريه يکي از شهرهاي بزرگ و زيبا در مصر است که در کنار ساحل رود نيل بنا شده و به لحاظ تاريخي از اکثر شهرهاي مصر قدمت بيشتري دارد.  ساخت آن به دوران اسکندر مقدوني بر مي گردد. 

اسکندر پس از فتح مصر و ايران اين شهر را بعنوان پايتخت خود بنا کرد.  اکنون نيز اسکندريه يک شهر پررونق از نظر فعاليت هاي اقتصادي است و نقش قوي در تحولات داخلي مصر دارد.  صحبت بر سر عوامل اختلاف ايران و مصر شد که ايشان اعتقاد داشت بنوعي کج سليقگي بين حکام دو طرف مانع شروع اين روابط مي شود ولي من برايشان توضيح دادم که علاوه بر اينکه مردم ما اصولاً به اين رابطه بخاطر روابط مصر با رژيم صهيونيستي رغبتي ندارند و انتقادات داخلي در صورت اصرار دولت ما به برقراري اين روابط رشد کرده و دولت را در موقعيت نامطلوب تبليغاتي قرار مي دهد، شرايطيکه مصر هم براي برقراري اين رابطه گذاشته شرايطي است که عمل به آن براي دولت ما غير ممکن است و اين نشان مي دهد که مصر مي خواهد از موضع برتر اقدام به برقراري اين رابطه بنمايد که اين مطلب از نظر ملت انقلابي ما بنوعي تحميل حقارت بر ما مي باشد و از دولت براحتي نخواهند گذشت. 

سؤال کرد که شرايط دولت مصر ژه بوده است گفتم يکي از شرايطش حذف نام هاي خالد اسلامبولي و احمد قصير از خيابانهاي تهران است.  مردم ما اينها را بعنوان قهرمانان جهان اسلام و شهيدان راه خدا مي شناسند و به دولت اجازه نمي دهند که دست به چنين اقدامي بزند.  ايشان گفتند با توضيحي که شما مي دهيد در صورتيکه دولت مصر بر اين مواضع باقي باشد و روي آن اصرار بورزد برقراري رابطه غير ممکن خواهد بود و تنها راه کوتاه آمدن دولت مصر از خواسته هايش مي باشد.  گفتم براي مردم ما اين بسيار حائز اهميت است که اصرار به برقراري رابطه از سوي دولت مصر باشد، بحدي که حاضر باشد امتيازات زيادي را بخاطر اين امر بپردازد.  اين مردم حتي حاضر نيستند براي برقراري رابطه با آمريکا با وجود همة منافعي که براي آن برشمرده مي شود کمترين امتياز بپردازند. 

چگونه ممکن است حتي بشنوند که دولت مصر براي بر قراري رابطه اي که به لحاظ اقتصادي نفع چنداني براي ما ندارد و به لحاظ سياسي هم بدليل ارتباط گستردة اين دولت با رژيم صهيونيستي و آلت بودن براي دولت آمريکا مخاطره آميز است راضي به پيش شرطهاي آن بشوند.  بهرحال ايشان آرزو کردند که اين مشکلات بزودي حل شود. 

سپس بحث بر سر محصولات صادراتي مصر به عربستان بميان آمد.  اين سؤال از قبل در ذهنم بود که آيا محصولاتي نظير پرتقال و سيب که بنام مصر به عربستان صادر مي شود و رقم درشتي از صادرات را نيز شامل مي شود، واقعاً توليدات خود مصر است يا اينکه رژيم صهيونيستي بنام محصولات مصري به عربستان مي فرستد تا حساسيت بوجود نيايد.  جواب دادند که ما در همين اسکندريه و در تعدادي از شهرهاي مصر که بيشتر در کنار رود نيل و بعضاً درياي سرخ قرار دارند باغات مرکبات زيادي داريم که اين مرکبات توليد آن باغات مي باشد و شک نداشته باشيد که اينها توليدات خود مصر است.  البته تنوع محصولاتي را که مصر به عربستان صادر مي کند بسيار بالا است و بخش قابل توجهي از اقتصاد مصر در عربستان رقم مي خورد.  با خودم گفتم با اين وضعيت حال که رابطة جمهوري اسلامي با عربستان تا حدودي عادي و مطلوب است، چرا نبايد براي توسعة صادرات کالاهاي جمهوري اسلامي به عربستـان برنامه ريزي لازم انجام گيرد و از اين بازار بزرگ و کم نظير ايام حج که همة کشورهاي جهان از آن منتفع مي شوند چرا جمهوري اسلامي ايران سهمي نداشته باشد؟ 

اگر برنامه ريزي درستي داشته باشيم و اصرار به نامگذاريهاي ايراني برروي محصولاتي را که در داخل مونتاژ مي کنيم نداشته باشيم، همانند بازار مشترک مي توانيم کالاهاي الکترونيکي فراواني را در بازار عربستان، علي الخصوص در ايام حج به فروش برسانيم، هرچنداکثر خريداران چنين کالاهايي خود ايرانيان خواهند بود که بعداً در اين خصوص صحبت خواهم داشت. 

محصولاتي نظير پرتقال هاي تامسوني و سانگين و انواع پرتقالها و نارنگيهايي که توان رقابت با پرتقالهاي خوش فرم و خوشمزة تامسوني مصري را داشته باشد، و نيز کيوي ، انبه، پسته، بادام درختي و زميني، هندوانه، و… بايد براي ورود در بازار مکه و مدينه برنامه ريزي بشوند.  ورود اتومبيل هاي مونتاژ ايران به عربستان با شرايط حال حاضر آنها که هم به لحاظ کيفيت توليد و هم به لحاظ قيمت ارائة محصول قابل مقايسه با توليدات ژاپن، آلمان، کره، آمريکا و ساير کشورها نيست، فعلاً بايد صبر پيشه کنيم و تنها به سرکيسه کردن مردم خودمان و تحميل استفاده از توليدات عقب ماندة خودي آنهم با قيمت بسيار بالا و غير منصفانه بسنده کنيم. 

خود اين مسئله سالهاي سال ما را از تکنولوژيهاي روز عقب نگه خواهد داشت و امکانات پيشرفت در اين صنعت را براي ما بسيار محدود خواهد کرد.  قيمت حال حاضر يک دستگاه مزدا با کيفيت فوق العاده مناسب که حداقل به دو دستگاه پژو پرشياي ما مي ارزد، از هشت الي ده هزار دلار يعني حداکثر از هشت ميليون تومان تجاوز نمي کند، در حاليکه پيکاني که در خوشبينانه ترين حالت نبايد آن را به دو ميليون تومان خريد، بالاي پنج ميليون تومان بايد براي آن پول پرداخته شود، ويا براي همين پژو GLX که در بهترين برآورد حداکثر چهارميليون تومان قيمت دارد، تا دوازده ميليون تومان مردم را سرکيسه مي کنند. 

همين باعث مي شود که توليد کنندگان به کندي در صدد تغيير مدلهاي توليد و افزودن بر امکانات اين اتومبيلها و افزايش ضريب ايمني آنها برمي آيند و هر بار با شانتاژ و دادن امتيازات ويژه به منتقدين بنوعي از کنار مسئله عبور مي کنند.  چنين مردمي وقتي به سفرهايي همچون مکه و مدينه، عراق و سوريه مي آيند و از مدلهاي فوق العاه پيشرفته و قيمت هاي ارزان آنها باخبر مي شوند، در خود احساس حقارت مي کنند و دولتمردان خود را دلسوز براي پيشرفت خودشان نمي بينند.

به لحاظ آثار فرهنگي و رعايت آداب اجتماعي در شکل و شمايل خاص و با نگاه ويژه نميتوان آثار استفاده از امکانات پيشرفته را بر روان و شخصيت انسانها ناديده گرفت.  از نظر ارتباطات اجتماعي در صورتيکه يک دولت مقتدر و مراعات کنندة قوانين بر روي کار باشد و عوامل تضعيف رعايت قوانين درکنج قرار گيرند، مردم به يک تربيت ويژه اي دست خواهند يافت که بسياري از عوارض موجود نظير زندگي در لجن و بصورت کثيف و غير بهداشتي بعنوان کسر شان و زشت تلقي شده و فرد براي حفظ جايگاه و پرستيژ اجتماعي خود اقدام به رعايت آنها مي نمايد. 

در شرايطي که زندگي فقيرانه تبليغ مي شود نمي شود انتظار داشت حقوق اجتماعي افراد داخل خانواده منجمله زنان رعايت بشود و رفاه نسبي ملاک عمل و تعهد مرد باشد هرچند بعنوان يک جبر اجتماعي نمي توان براي مدت طولاني در برابر خواست اکثريت اجتماع مقاومت نمود و آنها را براي مدت طولاني عقب نگهداشت ولي ميتوان با توسل به انواع دوز و کلک و فريب و استفاده از انواع پنهان کاريها و زور تبليغاتي خواست عمومي را بنحوي منحرف نمود و سالها آنها را از دست يابي به حقوق خود دور نگهداشت. 

برخي اينگونه تبليغ مي کنند که تن دادن به مظاهر زندگي راحت بدور از اصول ديني است و با زهد و تقوي در تعارض مي باشد.  به عقيده بسياري اين برداشت از زهد و تقوي بسيار متحجرانه است و موجب عقب نگاهداشتن جامعه از پيشرفت و تلاش براي زندگي بهتر مي باشد.  امروزه براي هر امري يک استاندارد تعريف شده است و نبايد به کشور استاندارد پائين را تحميل کرد.  اگر حفظ خاک يک کشور مهم است که واقعاً مهم است و اکر بايد به حفظ ايمان ديني مردم اهميت داد که واقعاً بايد به آن اهميت داده شود، هيچ تناقضي وجود ندارد که حداقل استاندارد لازم براي زيست يک مسلمان نيز در نظر گرفته شود و با فقر و تکدي گري تحميل شده بطور جدي بمقابله پرداخت و اجازه نداد که در کشورهاي اسلامي فقير بصورت آشکار و پنهان حضور پررنگي در سطح اجتماع داشته باشد.  علاوه بر اينکه بايد حقوق اجتماعي افراد ملحوظ و رعايت شود دولت بايد طي يک پروژه عظيم بيمه اي کلية آحاد جامعه را از نظر مسائل بهداشتي در حد مطلوبي بيمه نمايد و با اخذ مالياتهاي مخصوص از افراد غني اقدام به پرداخت بيمه بيکاري به نيروهاي بيکار بدون درآمد در جامعه بنمايد.  امروزه در کشورهاي پيشرفتة غربي حتي تا 70% از درآمدهاي افراد بعنوان ماليات اخذ مي گردد و ادارة امور دولت عمدتاً با اتکاء به اين مالياتها است. 

بهرحال انسان وقتي حضور بسيار پررنگ انواع کشورها را در مرکز دنياي اسلام يعني مکه مکرمه مي بيند حسرت مي خورد که سهمي در آن ندارد و بيش از آنکه سهم در پرکردن بازار آن از کالاهاي ساخت کشورهاي اسلامي داشته باشد، سهم عظيم و بي نظير در خريد همين محصولات بيشتر تحت عنوان سوغاتي از همين بازار و وارد کردن آن بداخل کشور را دارد.  بايد يک بحث مفصلي در ارتباط با موضوع خريد ايرانيان داشته باشم و از حرص خودمان در خريدها بگويم. 

مصر و همة کشورهاي اسلامي جزء دنياي اسلام هستند و ما بايد با برنامه هاي سنجيده از سقوط آنها در ورطة خطرناک نزديکي با دشمنان اسلام و دوري از کشورهاي اسلامي و سياست هاي تک روانه جلوگيري بکنيم که بنطر مي آيد اين امر کاملاً شدني باشد.  از مسائل بسيار مهمي که در برخورد با برادران مسلمان از کشورهاي مختلف متوجه شدم نقش بسيار مثبت سياست تنش زدايي آقاي خاتمي در جهان اسلام است.  باور بسياري از اتباع اين کشورها در اين است که آقاي خاتمي بواقع کاري را که مي بايست از ابتداي انقلاب ايران شروع مي کرد انجام داده است و مانع فاصلة بيشتر کشورهاي اسلامي از يکديگر شده است.  اين تنها به فاصلة جمهوري اسلامي ايران از ساير کشورها مربوط نمي شود بلکه روابط کشورهاي ديگر اسلامي با همديگر تحت تاثير اين سياست قرار گرفته است. 

رياست ايشان بر کنفرانس اسلامي در اعمال اين سياست بسيار مؤثر بوده است و فصل جديدي در تاريخ اين کنفرانس و شيوه هاي مواجهه با مشکلات جهان اسلام گشوده است.  البته بسياري از کشورها ايران را بنام (امام) خميني (ره) مي شناسند و اگر دو کلمة فارسي بلد باشند، يکي نام مقدس خميني و ديگري "خب" است که از ترکيب آنها کلمة "خميني خب" را درست مي کنند که فوق العاده براي انسان جذاب است. 

دنياي اسلام از ما توقع صداقت و درستي دارد و تشنة ان است که بنحوي بتوانيم با آنها در ارتباط باشيم و به آنها اطلاعات برسانيم.  تنبلي هايمان در استفاده از امکانات بين المللي جهت ابلاغ اين اطلاعات کمتر توجيه پذير است .  مثلاً ميزان استفاده ما از اينترنت بعنوان يک وسيله اي که با ساختن "هوم پيج (Home Page) " و ارتباط دادن آن با ساير هوم پيج ها چقدر بوده است. 

حقير به هنگام تحصيل در دانشگاه آدلايد استراليا با ساختن چند هوم پيج مرتبط با هم و قرار دادن عکس امام و رهبر معظم انقلاب و پانويس هاي مناسب براي آنها و استقرار اطلاعات زيادي در آن که از گوشه و کنار گير آورده بودم، حجم بالايي از مراجعات و تشويق و ترغيب ها و حتي انتقادات را اقصي نقاط جهان داشتم که با تلاش براي پيدا کردن پاسخ به آنها اين ارتباطات مستمراً ادامه داشت، ولي از وقتي که پا به ايران گذاشتم بدليل عدم وجود امکانات اينترنتي و گران بودن هزينه ها و کمبود فرصت توفيق به برقراري چنين ارتباطاتي نشدم.