آقاي دکترلطفاً ابتدا کامل خودتونو معرفي کنيد و شمه اي ازسيرتحصيليتون را بفرمائيد.

بسم الله الرحمن الرحيم.  بنده غلامعلي رنجبرمتولد1337شهرستان ساري هستم.  دوران ابتدايي را در روستاي خودمان به نام فرح آباد و دبيرستان را درساري گذراندم.  در دانشگاه مشهد، در رشته علوم زراعي ليسانس و در دانشگاه صنعتي اصفهان در رشته اصلاح نباتات فوق ليسانسم را اخذکردم.  بعد از چهار سال کار در آزمون اعزام به خارج پذيرفته شده و از دانشگاه  Adelaideاستراليا در رشته اصلاح نباتات دکترا گرفتم.

تز فوق ليسانس شما پيرامون چه مسئله بود؟

روي گياه سويا، ارقام مختلف آن و اثرات هم زمان تاريخهاي کاشت متفاوتش کار کردم.  با اين ديدگاه که توزيع عملکرد و اجزا عملکرد را در قسمتهاي مختلف کنوپي (canopy) گياه به صورت جزء به جزء برسي نمايم که انصافاً کار بسيار سنگيني بود.

بعضي از دانشجويان علاقه دارند از شرايط ادامه تحصيل درخارج ازکشور اطلاعات بيشتري داشته باشند، يکي ازمسائل مهم زبان است. شما از نظر اشراف به زبان انگليسي در چه سطحي بوديد و با اين مسئله چطور کنارآمديد؟

زبان هم نياز به خواندن دارد و هم نياز به تکرار بسيار زياد.  يعني كافي نيست كه اگر يک زبان را يك زماني ياد گرفتيد و مسلط شديد و حالا آن را رها کنيد.  چون ما در مملکتي زندگي مي کنيم که زبان به طور روزمره و طبيعي تکرار نمي شود. 

لذا گرامر و اصطلاحات آنها پس از مدتي از ياد آدم مي رود.  بنابراين براي تسلط به زبان يک شرط اساسي وجود دارد كه آن هم خواندن است و شرط ديگري كه به اندازه خواندن مهم است، تکرار به صورت محاوره اي و به کارگيري لغات و گرامر. اگر بتوانيد اين کار را انجام دهيد،کم کم به راحتي مسلط مي شويد. 

چهار بخش مهم در زبان وجود دارد كه هر كدام به اندازه خودش مهم است.  يكي Listening است كه بايد با گوش دادن به نوارها و لهجة اصلي انگليسي زبان ها با accent و لهجه آنها آشنا شد و گوش بتواند فواصل بين كلمات و نقاطي كه بر روي آن شدت و تاكيد وجود دارد را درك كرد. 

با گوش دادن مرتب به تدريج مي توان لغات و كلمات را در زبان اصلي و با لهجه اصلي و با سرعت مناسب فهميد. 

مورد ديگر Speaking است كه با صحبت كردن مرتب امكان به كارگيري لغات و اصطلاحات و حتي گرامر را در جاي درست خودش فراهم مي آورد. 

مسئله سوم هم مربوط به Reading است كه خواندن يك متن انگليسي و فهميدن آن مسئلة اصلي است كه بتواند به سوالاتي كه نشان دهندة فهميدن متن است جواب صحيح بدهد. 

و آخرين مورد هم به موضوع Writing بر مي گردد كه با تمرين نوشتن نحوة بكارگيري لغات در جملات صحيح و نگارش مناسب را ياد مي گيرد.  اين چهار مهارت تمام محتواي انگليسي را مي تواند به يك نفر بياموزاند و در صورت تكرار و تمرين واقعاً فرد مي تواند هم انگليسي بفهمد و هم انگليسي فكر كند و هم انگليسي بيان كند يا بنويسد. 

درطول تحصيل دراستراليا ازخوابگاه استفاده کرديد ويا منزل اجاره نموديد؟

من شخصاًچون با همسر و فرزندانم بودم نمي توانستيم ازخوابگاه استفاده كنيم، ضمن اينكه محيط خوابگاه نيز براي ما اصلاً مناسب نبود.  خوابگاه هاي آنجا از منازل اجاره اي خيلي گرانتر هستند.  مثلاً شبي هفتاد دلار بايد هزينه خوابگاه داده مي شد.  مثل اينجا نيست كه خوابگاه رايگان يا غذاي رايگان در اختيار دانشجو قرار دهند.  هزينه ها به صورت كامل دريافت مي شود و البته خوابگاه ها نيز خيلي شيك و تميز نبودند.

پس به علت بالا بودن هزينه ها به خوابگاه نرفتيد؟

به اين جهت كه فشار زيادي به دانشگاه وارد نشود، معمولاً دانشگاه اجاره بهاء خوابگاه را بالاتر از قيمت شهر در نظرمي گيرد به همين دليل اكثردانشجويان سعي مي كنند كه از خوابگاه استفاده نكنند.

فضاي دانشگاه از لحاظ علمي چطور بود؟

دانشگاه آدلايد بخاطر قدمتي كه دارد از دانشگاه هاي مطرح به حساب مي آيد و نسبت به سايردانشگاه هاي استراليا از درجه بالاتري برخورداراست و در چند رشته بسيار تاپ و سر آمد مي باشد.  بخصوص در رشته هاي خاكشناسي، علوم گياهي و بيمار شناسي.  حتي بعضي از اساتيد اين رشته ها اعتبارجهاني دارند. و بسيار شناخته شده و مشهور هستند.

نام برخي ازاين اساتيد و متخصص را بفرمائيد؟

به عنوان مثال  Robin Grahamدرخاكشناسي وكار روي ميكروالمنتها جزء اساتيد در سطح جهان مطرح است. 

يا Bob Symon جزء چهار، پنج نفر اول جهان در ويروئيد شناسي است،

همينطور Peter Landgridge جزء اولين بيوتكنولو‍‍‍‍ژيست هاي استراليا به شمارمي آيد و بسيار چهره معتبري است، ايشان شش ماه از سال را در آدلايد هستند و شش ماه در آلمان كارمي كنند. 

از قديم هم دانشگاه آدلايد به لحاظ علمي يك پايگاه بسيارمهم بود. طراح علم آمار، كاشف پيني سيلين، فليمينگ و....همه ازآنجا بوده اند.  مباحث فيزيك از لحاظ ساخت رادار بسيار پيشرفته است، به طوريكه از آلمان يا آمريكا و برخي از كشورهاي پيشرفتة ديگر سفارش ساخت مي پذيرند.  دربعضي رشته ها سرآمد جهاني است.  مثلاً در شاخه هاي مختلف پزشكي بسيار پيشرفته است.  امكانات بسيار قوي دارند؛ آزمايشگاههاي مجهز، دستگاههاي گرانقيمت، امكانات مزرعه اي بسيار زياد و همچنين امكان تهيه خاكهاي استريل در سطح  وسيع.

آقاي دكتر وارد مسائل فرهنگي اجتماعي شويم. به نظر شما چطور مي شود دردانشگاهي خارجي (مانند آدلايد) علي رقم حضوردانشجوياني با مليت هاي متفاوت، گاهي تعامل و همكاريهاي فرهنگي،علمي مناسبتر از بعضي از دانشگاههاي داخلي است؟ چرا با وجود حاكميت يك فرهنگ مادر در داخل كشور ، خرده فرهنگها گاهي نمي توانند با يكديگر تعامل داشته باشند يا تعاملات بين دانشجويان يا اساتيد كمتر است به بيان ديگر چرا ما با وجود مليت مشترك و پيشينه فرهنگي چند هزار ساله برخي مواقع نمي توانيم باهم سازش داشته باشيم اما مثلاً دركشور كه سابقه تمدن آن تنها به چند صد سال مي رسد علي رقم وجود مليتها و فرهنگهاي متفاوت اين سازش صورت مي پذيرد؟

ببينيد درشرايط كمبود رقابتهاي درون يك مجموعه زياد مي شود حتي مي شود اين اصل را براي يك جمعيت غير انساني نيز در نظر گرفت؛  وقتي گروههاي حيواني را دچار كمبود مواد غذايي كنيد بين آنها رقابت براي دريافت غذا به وجود مي آيد

شرايط كشور ما با شرايط كشورهاي پيشرفته بسيارمتفاوت است.  آنجا آنقدر امكانات فراهم است كه همه مي خواهند ببينند چه كسي، چه كاري را بايد انجام دهد.  به فكر اين نيستندكه چه چيزي لازم دارند.  يا چه چيزي كم است و آن را ذخيره كنند. 

آنقدر امكانات دارندكه  اگر شما بخواهيد برويد آنجا كاركنيد، به راحتي اين امكانات را در اختيار شما مي گذارند تا نتيجه عملكردتان را ببينند.  اما در اينجا اينطور نيست.  ما اينجا در دستگاهها محدوديت داريم، در امكانات محدوديت داريم، در تجهيزات محدوديت داريم، در مواد محدوديت داريم. 

اين محدوديت ها باعث مي شود كه با يكديگر رقابت نمائيم و آنها را براي روز مبادا براي خودمان حفظ نمائيم.  در نتيجه، اين رقابت ها گاهي باعث ايجاد تنش بين دانشجو، استاد و افراد ديگر مي شود و يكي از دلايل عمده آن كمبودها است.  اگر مشكل كمبود حل شود ديگر اين مسائل به وجود نمي آيد.

يعني شما رفاه آنها را در برقراري تعاملاتشان مؤثرتر مي دانيد تا فرهنگ حاكم بر آنجا را؟

در هر صورت اينكه شما سبقه فرهنگي داريد يا خير واقعيت مهمي است كه در همه جا پذيرفته شده است. اما نمي توانيد بگوئيد چون فرهنگ مثلاً 350 ساله دارم، رفاه براي من اصل نيست چنين چيزي وجودندارد. در اسلام هم، تأمين معاش، زندگي راحت و داشتن حداقل هايي لازم در زندگي، جزء تأكيدات رهبران اسلام است. 

از جمله برخي از پيشوايان، فرموداند سه چيز در اين خصو ص مهم است:  مركب مناسب، كفش مناسب و مسكن مناسب.  و در برخي جاها هم عنوان همسر مناسب نيز قيد شده است.  خوب مركب مناسب كه امروزشده اتومبيل، مسكن هم بايد به صورتي باشدكه شأن آن فرد اقتضا مي كند. 

عدالت اين است شخصي كه شأن بالاتر و مراجعات بالاتري دارد از مسكن مناسب تري برخودار باشد. كفش مناسب شايد نماد پويايي است.  در خصوص همسر نيز اگر همسر هم شأن وجود نداشته باشد، زندگي به جهنم تبديل مي شود. بنابراين اينكه مي گوئيم رفاه علت برقراري اين تعاملات است تا حد زيادي درست است، زيرا انساني كه مرفه باشد بسيار از ديدگاهها را مي تواند بپذيرد. 

اما اين كلي و ثابت نيست. چرا كه در جامعه انساني مي بينيم بيشتر آدم هاي مهم از خانواده هاي با رفاه پائين بلند شده اند.  آدم هايي كه سختي كشيده اند قدر موقعيت هاي بوجود آمده را بهتر مي دانند.  فرق است بين رفاه اجتماعي و رفاه فردي.  جامعة مرفه بسيار مهم است و در يك كار جمعي براي كشور وجود امكانات نقش اساسي بازي مي كند ولي به لحاظ فردي و براي ساخته شدن شخصيت انسان در شرايط درست، سختي كشيدن هم لازم است. 

انساني كه طعم گرسنگي را نچشيده باشد نمي داند گرسنگان چه مي كشند.  انساني كه طعم كارهاي سخت را نچشيده باشد نمي داند كار سخت چيست.  سختي ها انسان ساز هستند و جوهرة دروني انسان را به منصه ظهور مي رسانند.  ناز پروردگي انسان را لش و تنبل و پرتوقع و ناشكر بار مي آورد و تحمل انسان را در برابر سختي ها و شدائد زندگي كم مي كند و با كوچكترين سختي فريادش بلند مي شود و حتي حاضر مي شود خود را به بيگانه بفروشد و به مملكت خود خيانت بكند ولي از رفاه فردي او ذره اي كم نشود. 

اين اصلاً با شرايطي كه گفته شد تطابق ندارد.  منظور من از رفاه بعد اجتماعي و جمعي آن است.  جامعه اي كار كردن و توليد ثروت در آن اصل باشد و تن پروري نداشته باشد و به خود و كار و جامعه خود خيانت نكند.  در اين جامعه اگر فراواني امكانات كار و وسائل مدرن بخصوص براي تحقيقات وجود داشته باشد تعامل بين اساتيد و دانشجويان به راحتي به وجود مي آيد.

پيشنهاد شما براي رفع اين معظلات چيست؟

بايد ميزان هزينه براي تحقيقات را نامحدود قرار دهيم البته اين بدان معنا نيست كه مواظبت و نظارت وجود نداشته باشد.  وقتي محدوديت به وجود بيايد من محقق اجباراً بايد بسياري از فاكتورهاي مربوط به كارتحقيقاتي ام را با هدف كاهش هزينه ها حذف نمايم. اگر يك فكر يا ايده مي تواند كاري مفيد توليدكند، ديگر نبايد در ميزان هزينه ها خست به خرج داد.

در رابطه با نقش حاكميت دولت دراين خصوص توضيح دهيد؟

همانطوركه رهبري و رئيس جمهور نيز تأكيدكرده اند، دولت موظف است اين هزينه ها را تأمين نمايد.  اما، اين را در قالبهايي مي آوريم كه تأمينش از اولويت برخوردار نمي باشد.  تأكيد رهبران اين است كه اينها را در اولويت قراردهيم.  تاكنون قالبهايي را كه در اعتبارات آوردند و تامين اعتبار آن را به دستگاههاي اجرايي و تصميمات آنها منوط مي كردند، و به اين صورت كه مثلاً بخشي از اعتبارات دستگاه اجراي بايد صرف هزينه هاي تحقيقاتي بشود. 

دستگاهها محدوديتهاي خودشان را دارند، شايد اگر دستگاهي به حال خود رها شود، ريالي را براي امور تحقيقاتي هزينه نكند.  آنچيزي كه الآن براي اينها مسئله است بخشهاي تحقيقاتي نيست، بلكه مباحث اجرايي و تأمين حقوق و مزاياي نيروهاست. بحث اين است كه در مسائل اجرايي چگونه كمبودها را جبران نمايند. لذا اين مسئله باعث مي شود بخش هاي اجرايي همكاري لازم را با بخشهاي تحقيقاتي و دانشگاهها نداشته باشند. كاردرست اين است كه اين اعتبارات وابسته به دستگاه ديگري شود و يا در داخل دستگاه اين اعتبارات جدا شود تا دستگاه فكر نكند اين اعتبارات را مي تواند براي مقاصد ديگري مصرف كند.

آقاي دكتر مسئله تخصيص اعتبارات دولتي براي پروژهاي تحقيقاتي را با اصل 44 و خصوصي سازي چگونه جمع مي كنيد؟  از لحاظ قانوني تحقيقات در بخش خصوصي در سطح وسيعي مي تواند انجام گيرد.  در اين صورت چگونگي تأمين اعتبارات پروژه هاي تحقيقاتي در اين بخش را بيان كنيد؟

ما دو جور اعتبار داريم، يكي به اين صورت كه نيروهاي موجود در درون سيستم و دستگاههاي دولتي نظير دانشگاهها تحقيقاتي را انجام مي دهند و اعتباراتي را جذب مي كنند و ديگري به گونه اي است كه اعتبارات براي انجام يك كاري مي آيد و با مراكز تحقيقاتي بيرون قرارداد بسته مي شود.  بخش خصوصي طبق قرارداد كارهاي تحقيقاتي را انجام داده، نتايج را ارائه داده و اعتبارات را دريافت مي كند، اين يك پروسه مشخصي دارد.

طبق آمارهايي كه وزارت علوم ارائه مي نمايد، درمقوله ثبت مقالات علمي درISI و يا چاپ آنها در ژورنالهاي معتبر علمي خارجي با يك سير نويد بخش صعودي مواجه هستيم.  چگونه است كه دراين امور از لحاظ تئوريك پيشرفت داشتيم اما بازخوردها و نتايج آن تحقيقات و پيشرفتها را در صنعت و يا رشد اقتصادي كمتر مي بينيم؟

دو مشكل وجود دارد،يك؛ دستگاهايي كه مسئول توليد علم هستند كه اين دستگاه مشخصاً وزارت علوم و وزارت بهداشت و علوم پزشكي مي باشند. اين دستگاه تا حدود زيادي موفق بوده زيرا علماي رشته هاي مختلف در اينجا جمع شده اند. مثلاً اگر پتانسيل يك استاد دانشگاه ما را صد در نظر بگيريد، الان بيشتر از30-20 درصد از اين توان استفاده نمي شود.  درحال حاضرسرمايه گذاريها به حدي نيست كه80-70 درصد باقيمانده را تأمين نمايد. 

ما با همين 30-20 درصد به توليدات علمي بسياربالايي دست يافته ايم.  در همين دانشگاه ما تعداد مقالاتي كه توسط هيئت علمي چه دركنفرانس ها و چه درژورنالهاي معتبر علمي نوشته مي شود تعداد بسيار بالايي را تشكيل مي دهد.  بسياري ازمقالاتي كه اشاره كرديد در ISI ثبت شده اند حاصل تلاش همين همكاران ما بوده است.  اگرچه توقع ما بيش از اينها است.  ما انتظارداريم به ازاي هر عضو علمي حداقل دو مقاله درسال در ISI داشته باشيم. اما الان اين رقم يك و خورده ايي است.  خوب اين نياز به همكاري دارد تا افراد بيشتر و امكانات بيشتري به كار گرفته شوند تا نهايتاً اين مهم حاصل شود.

دانشگاه درحال حاضر از لحاظ توليد مقالات درچه جايگاهي است؟

دانشگاه درحال حاضرازاينلحاظ جايگاه وخوبي راداراست.مادركشوربه خاطرتوليدمقالات علمي دررتبه چهاردهم قرارداريم واين بسيارعالي است باتوجه به اين كه رتبه خوددانشگاه شايدبه سي وسوم برسد.

براي افزايش جايگاه علمي دانشگاه چه اقداماتي رادردست انجام داريد؟

ما الان اين بحث راداريم كه بخواهيم كه قطبهاي علمي رابه خودمان اختصاص دهيم.مجتمع مادرحال حاضربراي پژوهشگده برنج ومركبات موافقت قطعي گرفته وبراي پژوهشگده اكوسيستم هاي خزري موافقت اصولي رادريافت نموده ايم كه به دنبال اخذموافقت قطعي آن هستيم.

درزمينه علوم دام وشيلات نيزاعتقادداريم كه مي توانيم پژوهشگده صحرايي داشته باشيم وباهمين هدف كارهاي مقدماتي آن انجام شده است.ازلحاظ كارهاي تحقيقاتي وضعيت خوبي داريم،تعدادتزهاي دانشجويي كه درارائه مي شودبسياربالاست.حدود230دانشجويي فوق ليسانس ودكتراداريم.داراي دورشته درمقطع دكتراوحدوديازده رشته درمقطع فوق ليسانس هستيم.

آقاي دکتريقيناًبعداززماني که ازدانشگاه استراليافارغ تحصيل شديد،اين امکان براتون فراهم بودهمانجابمونيد.چه انگيزه ايي باعت شدکه به وطن بازگرديد؟

سئوال بسيارخوبي است،منتهي نيازبه تاريخچه اي داردتااين يقين حاصل شودکه آيامامي توانستيم آنجا بمانيم يانه.يک مسئله شخصي وجوددارد،اينکه مامنافع،راحتي راآسودگي خودمان رادرنظربگيريم،دراينصورت بسياري ازافرادهستندکه آنجامي مانندو شايدبه جهت علمي افرادخيلي قابل اعتباري نبوده باشند.ماندن درآنجادليل براينکه آن فردلزوماًيک مغزاستثنائي به حساب مي آيد نيست.

يعني اعتقادي به پديده فرارمغزها نداريد؟

ببينيداين شانتاژي است که بعضي هاايجادمي کنند.حالاامکان دارديکي دوتاازمغزهاي مابه خارج بروندودرآنجااقامت کننداما اينکه اين رابه عنوان فرارمغزهابه حساب آوريم اشتباه است.الان خيلي از مغزهاي خوبي در داخل کشورهستند.

منتهي حس وطن دوستي آنها باعث شده مقداري مظلوم واقع شوند.  فرهنگي در كشور ما بيشتر در سطح مسئولان اجرايي وجود دارد كه تا زماني كه كسي به خارج از مرزها نرفته و در يكي از اماكن تحقيقاتي يا دانشگاهي جذب نشده قدر او ناشناخته باقي مانده و رويش حسابي باز نمي شود. 

اما همينكه به بيرون از مرزها رفت به عنوان مغز متفكر تبليغ شده و بحث فرار مغزها پيش مي آيد.  بايد بيش از آنكه به فكر مغزهاي فرار كرده بود و آنها را به داخل بر گرداند، به فكر مغزهاي موجود در داخل بود و آنها را حفظ كرد. 

البته ما نبايد پديده حضور مغزهاي ايراني را در خارج از كشور و در مراكز تحقيقاتي مهم دنيا به صورت يك پديدة منفي تبليغ كنيم.  در دنيا چيني ها، هندي ها و بسياري از محققان كشورهاي مختلف در مراكز تحقيقاتي كشورهاي پيشرفته در حال كار و تحقيق هستند و اصولاً بار اصلي تحقيقات و كارهاي مهم دنيا بر روي دوش اين نيروها قرار دارد ولي در هيچ كشوري بحث فرار مغزها مطرح نيست و با آن به صورت امر عادي برخورد مي شود. 

بر عكس يك نوع تعامل بين نيروهاي درون مرزها و بيرون مرزها وجود دارد كه ماحصل آن انتقال جريان اطلاعات و تحقيقات به سمت داخل و سود رساني به كشور است.  ما بايد سياستي اتخاذ كنيم كه حتي با امكانات و پول ساير كشورها هم براي خودمان كار كنيم و آنها را در خدمت پيشرفت و توسعه كشور خود قرار دهيم.  حضور مغزهاي ايراني در موسسات مهم نه تنها پديده اي شوم و منفي نيست بلكه امري مهم و لازم است.

اختصاصاً راجع به خودتان مي فرموديد؟

بله، درانتهاي دوره تحصيلم در دانشگاه آدلايد استاد راهنماي من مسئول بخش  Plant Breedingدانشگاه بودند.  شخصي از اهالي تركيه در آن قسمت مشغول بود که بعد ازسي سال کار باز نشست شد.  از آنجا که من تجربه کار عملي و علمي بسيار خوبي در آنجا داشتم، استادم به من مراجعه مي کند و مي گويد، شما تقريباً آچار فرانسه اين سيستم هستيد.  همه کارهايي که من بايد به يک شخص جديدالورود بگويم، شما بلديد بنابراين بيائيد با من پنج سال قرارداد ببنديد که اينجا کارکنيد.  من هم مثل هر كسي ابتدا حقيقتاً وسوسه شدم.

و رقم اين قراردادپنج ساله؟!

پنجاه هزاردلار درسال به اضافه ده هزار دلار هزينه مسافرت بابت شرکت در کنفرانسهاي بين المللي.  رقم قابل توجهي است و به هرکسي اين پيشنهاد داده نمي شود.  بعد از اين پيشنهاد ابتدا وسوسه شدم اما بعدکه فکرکردم چه کسي هزينه تحصيل ما را پرداخت کرده و من چه ديني به اين مردم دارم با خودم عهدکردم که هرچقدر هم اين رقم بالا برود باز آن را نپديرم. 

اگرچه با پذيرش اين پيشنهاد زندگي شخصيم از اين رو به آن رو مي شد اما تا قيام قيامت بايد به اين سئوال جواب مي دادم که چرا به ملتم پشت کردم.  ملتي که سرمايه گذاري کرده تا از دوران جواني من براي تربيت نسل آينده خودش، و توليد دانش خودش استفاده کند چرا بايد اين توليد دانش را درجاي ديگر انجام دهم.  با همين انگيزه بعد از دفاع ازپايان نامه ام بلافاصله راهي ايران شدم. 

اما در اينجا امكاناتي را كه بتوانم آن كارها را انجام دهم در اختيارم نگذاشتند كه هيچ بلكه به انحاء مختلف سعي در خنثي سازي ما كردند.  برخوردهاي مختلفي انجام شد تا ما را از كارايي بيندازند ولي به شكر خدا تاكنون موفق نشدند.  اساساً يك فكري در عناصر تصميم گير براي تحقيقات وجود دارد كه بيشتر تحقيقات را متوجه مسائل سطحي كرده و پول زيادي را براي آن به مصرف مي رسانند. 

تحقيقاتي كه بيشتر از نوع پرسشنامه اي است و حالت جستجوگري از وضع موجود دارد و علم و اطلاعي را ايجاد نمي كند.  پر كردن پرسشنامه هاي مشخصي كه از قبل تدوين شده و با تغييراتي در آنها براي امورات مختلف به كار گرفته مي شود و بر روي آنها كتابها نوشته مي شود و مانورهاي فراواني بر روي آنها داده مي شود ولي تاكنون نتوانسته حتي ذره اي از مشكل كشور را حل و فصل نمايد. 

اين نوع تحقيقات اصولاً ايجاد يافته نمي كنند و راحت هم هستند و مي تواند به راحتي ابعاد وسيعي پيدا كرده و تعداد پرسشنامه افراد زيادي را در بر بگيرد و هزينه هاي زيادي را نيز شامل شود و در انتها هم با بكار گيري يك آمار غير پارامتري حالت گزارش گونه اي پيدا نموده و با ادا و اطوارهاي علمي ابهت ايجاد كرده و مسئولان را تحت تاثير خود قرار دهد. 

تازه توزيع اعتبارات تحقيقاتي كه به صورت درصدي از اعتبارات جاري دستگاهها در نظر گرفته مي شود بسيار ناجور است.  يعني دستگاهي مثل آموزش و پرورش استان به دليل اعتبارات جاري بسيار بالايي كه دارد قريب به سه ميليارد تومان اعتبار تحقيقاتي پيدا مي كند و دستگاهي مثل جهاد كشاورزي كه نيازهاي اساي به تحقيقات متعدد در موضوعات ناب و ناشناخته دارد، حدود 40 ميليون تومان اعتبار براي كار خواهد داشت. 

اين مسئله جذب اعتبار براي آموزش و پرورش را دچار مشكل مي نمايد و درنتيجه عناويني را براي تحقيقات مي آورد كه بسيار سطحي و پيش پا افتاده و روزمره است و نتيجه آن از قبل معلوم است كه علمي را ايجاد نخواهد كرد و كاري كه به طور معمول مديريت دستگاه بايد براي خود انجام دهد در قالب قراردادهاي تحقيقاتي با نفله كردن اعتبارات تحقيقاتي انجامي مي دهند و كار اصلي كه تحقيق بر روي ناشناخته ها و توليد علم است در حاشيه قرار مي گيرد.  حرف هاي زيادي در اين زمينه وجود دارد و سيستم به اصلاحات جدي نياز دارد.

تز دکترا تون؟

توليدگياهان دابل هاپلوئيد و کاربرد آنها.  در دهه 90 کار بسيار جديدي بود به طوريکه در زمان ابتداي تحصيل ما اين مباحث تازه شروع شده بود و به دليل کاربردش بسيار داغ بود.  اين کار به امکانات زيادي نظير ژرميناتور، تجهيزات گلخانه اي و آزمايشگاهي، ًجهت انجام تلاقي هاي بين گونه اي بين گندم و ذرت و نجات و كشت جنين در مرحله خاص، رشد دادن گياه هاپلوئيد حاصله در درون شيشه و بكارگيري محيط كشت هاي با تركيبات متنوع براي ايجاد گياهچه هاي سبز و در نهايت دو برابرکردن تعداد کروموزومهاي گياه هاپلوئيد و توليد گياهان دابل هاپلوئيد نيازدارد.  اين بودکه دوست داشتم باتوجه به هزينه هاي بالاي توليد رقم درکشور راهي را پيدا كنم كه اين کار را با هزينه هاي بسيار پائين تري انجام دهم.  براي اين کار روي بسياري از تلاقي ها کارکردم و مجموعاً بيش از هفتصد لاين دابل هاپلوئيد توليد نمودم که هنوز براي خود کشور استراليا مورد استفاده است و منبع مهمي براي مطالعات بر روي گندم مي باشد.

شما چه قدر مطالعه مي کنيد؟

به استثناء وقتي که صرف حضور دردانشگاه و مسئوليتم مي شود و همچنين رسيدگي به مسائل شخصيم تقريباً تمام وقت باقيمانده را مطالعه مي کنم. 

مطالعات ضمني و غيرتخصصي شما بيشتر پيرامون چه موضوعاتي است؟

با توجه به مسئوليتها و کارهاي اجرايي که داشتم به موضوعات اجتماعي و تحليل ها و برداشتهاي سياسي علاقمندم.  البته برداشتهاي سياسي، و نه سياسي کاري. در زمنيه مسائل اجتماعي نيز مقاله هايي مي نوسيم و درحوزه کشاورزي عمومي به مسائل بهره وري علاقمندم و دراين خصوص مقالاتي را چاپ نموده ام.

آقاي دکتر با توجه به مطالعاتي که درحوزه مسائل اجتماعي داريد آيا آمارها و تحليل هايي که درخصوص کاهش آستانه تحمل جوانان ما ارائه مي شود را مي پذيريد؟

من به اين شکل اعتقاد ندارم.  البته بله آمارهايي در اين خصوص ارائه شده و برخي از آنها قابل تأمل هستند.

لطفاً توضيح دهيد؟

ببينيد، اصلاً نفس اين عمل که مسائل جوانان را در بوق کرده اند، کلاه گشادي است که بر سر آنها گذاشته اند.  يعني اين جوان،جوان کردن ها آدم راجوان نمي کند، کار هم برايش توليد نمي کند.  بايد ببينيم چه کارهايي عملاً انجام شده، آن وقت خواهيم ديدکه اکثراً حرف است و بيشتر بهره کشي و بهره برداري از جوان مي باشد. 

گاهي مي بينيم شخصي وا اسلاما زياد مي گويد، در صورتي که هدفش اسلام نيست و از آن براي منافع شخصي خودش دم مي زند،  و يا جوان جوان مي گويند ولي واقعاً براي جوانها کار نمي کنند.  جوان و پير و بزرگسال نداريم، بايد به کارآمدي هرکس توجه شود.

يعني جوان بايد ساخته شود بايد فکر پخته ايي پيدا کند بايد از احساسات صرف وکارهاي عجولانه جدا شود.  اين انتقاد وارد است که ما با جوان، جوان گفتن، تحريک مي کنيم که جوانان در همين حد بمانند.  چرا نبايد جوانان را تحريک کنيم که بيشتر فکر کنند ما الان داريم مانع فکرکردن جوانان مي شويم.

خاطره شيريني از دوران تحصيلتان بفرمائيد؟

خاطرات تحصيل و درس خواندن تمامش شيرين است.  ما در دنيا يک گروهي را داشتيم که تقريباً براي اولين باريک سايت خبري را به نام "پيام"  طراحي کرده بودند.  البته افرادي که ابتدا اين سايت را طراحي کرده بودند ابتدا در آمريکا بودند.  يادم مي آيد آقاي افضلي نامي بود از بچه هاي دانشگاه صنعتي شريف و پس از آن آقاي حسابي در کانادا مسئوليتش را به عهده گرفت. 

کارهاي بسيارخوبي داشتيم، محلي بود براي اينکه نظرات دانشجويان درسراسر دنيا پخش شود.  من خودم آنجا ابتدا از اينترنت و ايجاد سايت و... اطلاع و مهارت زيادي نداشتم.  اما بعد تحريک شدم كه خودم اين کار را بکنم.  با خودم عهد کردم در انتهاي هر شب بعد از فارغ شدن از کارهاي معمول روزانه يک ساعت را به اين امور اختصاص دهم.

يکي از مسائل بسيار مهم براي ما مسائل اعتقادي بود، من از قبل مطالعات نصف و نيمه اي در زمينه معارف اسلامي داشتم.  از طرفي دوست داشتم به يک نحوي جهان بداند منطق اسلام در برخورد با مسائل جهان چيست.  به نحوي جهان بداند در ايران افراد با چه زاويه فکري به مسائل نگاه مي کنند.  با همين هدف من هم در شبکه پيام مقالات بسيار زيادي را نوشتم و دانشجويان ديگر به اين مقالات جواب مي دادند و در برابر آن موضع مخالف يا موافق مي گرفتند. 

در هر حال صحنه، صحنه درگيريهاي قلمي بود و برايمان بسيار شيرين بود.  زماني که  ازپيام خداحافظي کردم، بسياري از دوستان بزرگواري که حتي در موضع گيريها مقابل من قرار داشتند از رفتنم ناراحت بودند و ابراز مي کردند که احساس خلاء مي کنيم.

جناب دکتر چند فرزند داريد؟

دو فرزند يکي دختر و يکي پسر

تحصيلاتشان؟

دخترم دانشجوي سال سوم حقوق است و پسرم الان پيش دانشگاهي است، ايشان هم اراده کرده اند حقوق بخوانند.

چه رنگي رادوست داريد؟  

سفيد

چه غذايي؟ 

دست پخت خانمم را

اختصاصاً بفرمائيد؟. 

شايد خيلي جالب نباشد ولي من خورشت گوجه را دوست دارم.

خودتون چه غذايي مي توانيد طبخ کنيد؟

تقريباً هيچ غذايي راخوب نمي توانم طبخ کنم، اما خوب مردها همشون در درست کردن نيمرو يا املت تخصص دارند.

يعني شما به عنوان يک فرد خلاق هيچ ابتکاري را در طبخ آن انجام نمي دهيد؟!  

چرا، نهايت ابتکارم اين هست که يک سيب زميني آنهم به طور ناشيانه بهش اضافه کنم. (باخنده)

آقاي دکتربه عنوان آخرين مطلب، چه توصيه اي به دانشجويانتان مي کنيد؟

زمانيکه مي خواستم در دانشگاه آدلايد شروع به تحصيـل نمـايـم، يـک استــاد هماهنـگ کننـده (Co-ordinator) داشتيم که مسائل مختلف نظير پژوهشهاي دانشجويان را با استاد راهنما و اساتيد ديگر هماهنگ مي کرد.  يک پيرمرد بسيارخوب که البته خودش هم استاد تمام بود.  همان آغازکاريک سخنراني برايمان داشت که من هيچ گاه آن حرفهايش را فراموش نمي کنم.  ايشان کفت:   Time is your great enemy (يعني زمان بزرگترين دشمن شماست)

Budget your time!! Budget your time!! Budget your time (وقت خود را بودجه بندي کنيد، وقت خود را بودجه بندي کنيد، وقت خود را بودجه بندي کنيد)

من هم همين توصيه را به دانشجويانم مي کنم.  خيلي حرف و نكته در اين مسئله نهفته است كه اگر بخواهم آن را باز كنم و توضيح دهم اين مصاحبه خيلي طولاني خواهد شد.

آقاي دكتر از اينكه براي اين مصاحبه به ما وقت داديد از شما سپاسگزاريم.

من هم از همه شما سپاسگزارم و آرزوي توفيق دارم.