با آرزوي قبولي طاعات و عبادات و تبريك عيد سعيد فطر به عموم شيعيان و مسلمانان ايران و سرتاسر عالم.  خود برتر بيني گاهي كار دست آدم مي دهد.  هر چه در ماه مبارك روزه گرفتيم كه با تقوي بشويم و از ميزان منيت ما كم بشود اما مثل آب شدن چربي را مي ماند كه در ماه رمضان انگار آدم چاقتر هم مي شود.  اما راستي راستي اين غربيهاي از خدا بي خبر بدجوري به دنبال بهانه هستند.  آقاي دكتر هم كه بدجوري توي برجك آنها زده و الآن آنها از سايه شان هم حسابي مي ترسند.  اما در ابعاد داخلي بخصوص در استان مازندران قضيه انتخاب استاندار بدجوري گره خورده است و هر يكشنبه يا سه شنبه كه مي شود خبر مي آيد كه در جلسه هيات دولت احتمالا فلاني كارش تمام شده و به عنوان استاندار معرفي مي شود ولي در انتهاي جلسه چيزي از تويش بيرون نمي آيد.  ما انصافاً مطالبات زيادي از آقاي دكتر نداريم و آدمهاي كم توقعي هستيم و بيشتر مي خواهيم به ايشان كمك كنيم تا انشاء در تحقق شعارهايشان موفق باشند.  انصافا خواست مردمي نجيب و صبور در اينكه تكليف انتخاب استاندار را معين كنيد و يك استاندار بومي را انتخاب نماييد خواست زيادي است؟  اينكه مردمي بخواهند از تحقير تسلط غير بوميان بيرون بيايند و به جاي دوست و رفيق بازي ملاك و معيار در انتخاب استاندار ملاك هاي ارزشي و عقلاني باشد و تكيه اين انتخاب بر نيروهاي بومي باشد انصافاً توقع بالايي است؟  گيريم كه حتي در اين صورت هم معلوم نيست انتخاب درستي صورت گيرد و فرد شايسته اي بر اساس اصول شايسته سالاري انتخاب شود.  وقتي به اسامي كانديداهاي تصدي استانداري نگاه مي شود حرص آدم در مي آيد كه قضيه گروه گرايي و دم اين و آن را ديدن و لياقت ها را بر اساس ارتباطات ويژه و تامين سهم و منافع تعريف كردن چه به روزگار ما دارد مي آورد.  آدم باور نمي كند كه خداي ناكرده رياست محترم جمهوري يا وزير محترم كشور از حل اين مشكل ناتوان باشند و دستها را بالا كرده باشند.  زيدي از استانداري مي گفت اين تجربه وزارت كشور است كه اگر بخواهد نيروي دلخواه خود را بگذارد آنقدر قضيه را كش مي دهد و گزينه هاي جديد معرفي مي كند كه دست آخر مردم و مسئولان دچار استيصال شده و مي گويند هر كسي را كه خواستي بگذار اما زودتر.  الآن واقعاً دارد همين وضعيت پيش مي آيد.  شايستگان و نخبگان سياسي نه الزاماً چپ در حال خانه نشين شدن هستند و آنهايي كه دوست داشتند با اعتدال و ميانه روي موضع تند و حادي عليه هيچ جرياني نداشته باشند و خود را در خط رهبري حفظ كنند متهم به محافظه كاري و عدم جديت و تعصب در برابر گروههاي چپ مي شوند . يا اينكه خود آنها به وابستگي به چپ منتسب مي شوند.  گزينه هاي مطرح شده قطعاً تمامي ظرفيت اين استان نيرو خيز نيست و شايعة روابط خانوادگي و يا دوستي رئيس جمهور و اعمال نفوذ براي استقرار آنها بدون لحاظ نمودن توانمندي و قدرت مديريت و نيز منافع مردم و استان جداً جاي نگراني فراوان دارد.  طلب ما اين است كه يك استاندار با كفايت كه مسائل مازندران را بشناسد براي اين استان انتخاب شود و اين استان را محل تمرين و ممارست و آزمايش و خطاي مديريت براي ساير استانها قرار ندهند.  استان مازندران واقعاً بسيار پيچيده و حساس است و ضرورت دارد نهايت دقت براي آن به عمل بيايد.  تاخير در تعيين استاندار نيز آفات زيادي را به همراه دارد و رفته رفته مسائل به شكلي ديگر رخنمون خواهد كرد و آرامش كنوني تبديل به انتقاد و تندي مي شود كه به صلاح هيچكس نيست.  با درايتي كه در آقاي دكتر احمدي نژاد وجود دارد انشاء الله زودتر اين مشكل حل مي شود.  راستي اگر به بن بست رسيديد با صاحب اين قلم مشورت نمائيد تا گزينه مطلوبي را به شما پيشنهاد نمايد.  اين را جداً از روي صداقت با دهن روزه مي گويم كه راه حل تعيين استاندار چندان هم پيچيده نيست اگرچه مسائل استان بسيار پيچيده هستند و هر روز بر تعداد اين مسائل افزوده مي شود.  تا بعد و مطالبه اي ديگر  بدرود.