مطالبات از دکتر احمدی نژاد -1
از قدیم گفتند که تا تنور داغ است باید نان را چسباند. مطالبات از دکتر احمدی نژاد بحثی است که خود ایشان بابش را باز کرد همانند خاتمی که در چند جبهه مطالبات را مورد تاکید قرار داد ولی توفیق عمل و اقدام برای آنها پیدا نکردند. ایشان در مرحله قول حل اکثر قریب به اتفاق مشکلات را در کوتاه مدت وعده فرمودند که برای بسیاری از تحلیلگران محل شک و تردید را باقی گذاشته است. حتی در سخنرانی مجلس نیز جلوه هایی از امید را برای حل مشکلات مردم ایجاد نمود که خود بر شیرینی انتخاب ایشان می افزاید. خوشبین ترین افراد و حتی طرفداران متعصب و پر و پا قرص ایشان به وعده ها با دیده تردید می نگرند. اما به نظر اینجانب با مدیریت صحیح رسیدن به مطالبات واقعی مردم امری پیچیده و مشکلی نیست. انشاء الله زیر مجموعه ای که انتخاب می شود از انجام کارهای شکلی و صوری و روبنایی و دهن پر کن خودداری و به امور دراز مدت ماندگار و سخت و لاینحل بیشتر توجه می نمایند. در شهر ما شهرداری بود که خدایش رحمت کند در اثر خدماتی که نمود طی دو دوره با رای بالا نماینده مردم شد. این در حالی بود که نامبرده به کم سوادی معروف بوده و کلی در محافل بحث بود که مردم چرا اینگونه انتخاب می کنند. محسنات زیادی در کار ایشان بود و آن اینکه علیرغم سواد کمتر نسبت به سایرین دلسوزی ایشان برای شهر و پیشرفت آن بر هیچکس پوشیده نبود و در دوران نمایندگی هم بیش از هر نماینده دیگری برای حل مشکلات و پیگیری امور وقت گذاشته و با مراجعه به دستگاههای مختلف به دنبال راه حل ها بوده است. هر چند ایشان الآن به شدت فراموش شده و در زیر خروارها خاک آرمیده است ولی برخی از آثار ایشان در دید مردم قرار دارد.
علیرغم فعالیت شدید و عرق زیاد برای حل مشکلات در بسیاری از موارد عملکرد ایشان هر چند ارزشمند ولی حالت روبنایی داشت. مثلاً شهرداری که به جای پرداختن به مشکلات اساسی شهر فقط به رنگ کردن جدول های وسط بلوار و کانیووها اکتفا می کند و یا با در نظر گرفتن چند تا پارکینگ موقت در داخل کوچه های چند نقطه شلوغ شهر در ساده ترین شکل ممکن بدون تفکر سرمایه گذاری درازمدت و ساختن پارکینگ طبقاتی ماندگار و مدرن و پر هزینه اقدام می نماید و پیش و پس از اقدام تمام شهر را از پارچه نوشته ها برای تشکر از خود پر می کند در واقع مردم را از امور اساسی و بحث مدیریت و آنچه که در درون شهرداری می گذرد غافل می کند ولی اثرش چهره شدن و به عنوان شهردار موفق مطرح شدن است و چنین فردی قطعاً در انتخابات مجلس رای خواهد آورد. ما حل مشکلات را از شخصیتی مثل دکتر احمدی نژاد به طور اساسی و زیر بنایی توقع داریم و پرداختن به امور شعاری و روبنایی را از شان ایشان به دور می بینیم. کاری که برای مشکلی مانند بیکاری می شود اگر با برنامه دولت قبلی مشابهت داشته باشد کاری عبث و بیهوده خواهد بود و صرفاً به افزایش عدد و ارقام و آمارهای دهن پر کن منجر شده و بعد از اتمام طرح بیکاری همچنان به عنوان یک مشکل باقی خواهد ماند. آقای دکتر می دانند که نقطه اصلی و اساسی مشکل در سازمان مدیریت و برنامه ریزی نهفته است. تا این سازمان برای انجام کارهای بزرگ و اساسی تحول پیدا نکند بحث از تحول اداری و اجرایی در سایر دستگاهها بحثی عبث و بیهوده است. این سازمان کلیه مشکلات را فرافکنی کرده و با تحمیل برنامه های ناپخته به دستگاهها بر ناکارآمدی آنها می افزاید. عامل اصلی و اساسی ناکارآمدی دستگاهها و عدم بهره وری مناسب از نیروها به سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های این سازمان مربوط می شود. دستور دهید یک بررسی همه جانبه صورت گیرد که چرا سیل اعتبارات به سمت استانهای خاصی سرازیر شده و نوامندی نیروها در آنها به صورت تبعیض آلودی بالا رفته و کویر را گلستان و گلستان را به کویرستان تبدیل کرده اند. امروزه نباید این تعبیر را داشت که استانی که درخت ندارد و از سر سبزی بی بهره است کویری است بلکه استان کویری استانی است که توجه فرادستان در طول مدت بعد از انقلاب به آنان در اقل درجه قرار داشت و کوهی از مشکلات و معضلات بر آن تحمیل شده و از آن به عنوان محل تمرین مدیریت برای سایر استانها استفاده شده است. اگر رخ نمونی فقر و فحشاء و انواع مفاسد ناشی از حضور دعوت نشده فقر شاخص اصلی و اساسی کویری بودن استانی در نظر گرفته شود می توان شکاف عمیق طبقاتی را در استان های سرسبز در لابلای سرسبزی آنان پیدا کرد. باورش بسیار سخت است ولی هر مسئول طراز اولی که کلمه استانهای محروم را بر زیان می آورد و از رسیدگی بیشتر به آنان داد سخن سر می دهد پشت استانهای سرسبز ولی محرومین واقعی می لرزد.
روزگاری رهبری به این استان افتخار دادند و از فحوای قضاوت نهایی ایشان در مورد استان اینگونه بر می آید که در ابتدای ورود جور دیگری می اندیشیدند و سرسبزی ظاهر آن را به عنوان استان برخوردار و بدون مشکل در ذهن ایشان جلوه گر ساخته بود ولی وقتی با هلیکوپتر و اتومبیل به برخی از مناطق سرکشی فرمودند اظهار داشتند انسان فکر نمی کند در استانی مانند مازندران اینقدر فقر و محرومیت وجود داشته باشد. هنگامی که آقای خاتمی به استان تشریف آوردند این بیان را داشتند که ما در بعد از انقلاب از مازندران غفلت کردیم و در سه ساله باقیمانده دوره ریاست جمهوریشان باید که این غفلت جبران شود. اما واقعاً فقط حرف بود و بس. اولین و بدترین تحمیل، تحمیل استاندارانی بود که یکی پس از دیگری بدترین عملکرد ممکن را داشتند و استان را برای خود غریبه می دیدند و مانند مستاجری عمل کردند که باید از امکانات خانه تا حد ممکن استفاده کرده و در نهایت مخروبه ای را تحویل موجر دهد. استاندار قبلی جز جدل های بی حاصل و زدن زیر آب نیروهای خودی و ارزشمند استان کاری صورت نمی داد و استاندار حاضر نیز تنها استعداد درگیر نشدن دارد و از بی حوصلگی مردم و فرار آنها از تشنج سوء استفاده کرده و غریبه هایی را بر استانداری تحمیل کردند که دغدغه مثبتی برای انجام کارهای اساسی و بزرگ ندارند. انتصاب منسوبین مقامات وزارت کشور در پست های معاونت استاندار حداقل لطمه اش به استان این است که نیروهای استان را برای مطرح شدن در سطوح بالاتر و تمرین مدیریت کلان محروم می کند و کرده است. فرزندان این مرز و بوم همیشه به عنوان شهروند درجه دو نگریسته شده و با قیچی بیرحم باغبانی زیرک و صرفاً بهره بردار، جوانه های رشد آن قطع شده و از توسعه و نمو بازمانده است.
آقای احمدی نژاد لطفاً این سنت حسنه انتخاب مدیر نمونه یا دستگاه نمونه را حذف کنید که فقط باعث افزایش بلوف عده ای را فراهم نموده و بهره ای به مردم نمی رساند. تکریم ارباب رجوع در عمل وجود خارجی ندارد ولی بدون هیچ دلیلی بر اساس سنت و تلاش های پشت صحنه و لابی های مخفی و باج دادن ها و تعامل مثبت با خواسته های دستگاههای فرا دست دستگاهی یا مدیری به عنوان نمونه انتخاب می شود که از قیاس آنها خلایق را خنده می آید. روزگاری احدی می فرمود که ما باید دستگاهها و نیروها را از وقت مزدی به سمت کار مزدی سوق دهیم و سیاست گذاری را باید بر این اساس انجام دهیم و کلی مانور در این زمینه داده شد ولی هرگز لحظه ای هم به آن و در جهت آن عمل نشده است. نکند شعارهای شما هم دچار همین مسئله شود و همه اش حرف باشد و از عمل خبری نباشد ولی در عوض گوش فلک از تبلیغات برای بزرگ نمایی کارهای روبنایی پر گردد. قطعاً اولین ایستگاه قضاوت برای صداقت و درستی کار شما روز انتخاب وزراء و ترکیبی که انتخاب می شوند خواهد بود. مباد که در آن روز این بارقه های امیدی که در دل مردم زنده شد از بین برود و به یاس تبدیل گرد. حافظه مردم بسیار قوی و سوابق و نحوه عملکرد افراد در ذهن آنها حک شده است. مردم برای بیان حقایق زبانی مخصوص دارند ولی خود را مستقیماً درگیر نمی کنند چرا که اصحاب تهدید و تحدید امان آنها را می برند و برای زندگی و شغل و موقعیتشان تولید مشکل می نمایند.
روز معرفی وزراء روز حساسی است و ماهیت واقعی رئیس جمهور منتخب در آنجا مشخص می شود. روزی است که قطعاً نقطه آغاز نقد عملکرد از آنجا خواهد بود. همدلی مجلس و دولت گرچه ارزشمند است اما نمی تواند به صورت دست به یکی کردن برای زیر گرفتن منافع ملت در بیاید. قول و فعل باید فاصله نزدیکی به همدیگر داشته و مردم احساس کنند که آنچه گفته می شود عمل می شود وگرنه به گفتمانی برای توجیه و فریب و انحراف افکار عمومی بدل خواهد شد. سخن هر چقدر هم زیبا و فریبنده باشد تا به عمل در نیاید فقط دارای حلاوتی است که شنونده را در درازمدت به مرض قند و انواع عوارض آن مبتلا می نماید. آقای دکتر باید سیستم چاخانسالاری را به دستگاه اعتماد سازی واقعی تبدیل نمایند. طرح ایده آل مطالب نوعاً مصرفی جز افزایش آراء و جلب نظرات و به به و چه چه ندارد. همراهی مجلس بدون نقد جانانه عملکرد دست اندرکاران اجرایی هیچ نفعی برای ملت ندارد. هدف نقد باید سازندگی باشد و پشتوانه آن هم نظارت دقیق و اساسی که غفلت از آن طی سالیان سازندگی و اصلاح بزرگترین خسارات برای مردم بوده است. اگر قرار است مردم از روزی حلال استفاده کنند و غذای شبهه ناک به خورد زن و فرزند خود ندهند قطعاً حکومت نیز باید از کسب درآمدهای شبهه ناک و حرام پرهیز نماید. بانکها باید از موقعیت کانون فشار بر مردم و درآمدهای شبهه ناک به میدان سرمایه سازی و هدایت سرمایه گذاری و اعتماد عمومی تغییر مکان دهند. باید از مخارج عمومی بانک ها کاسته شود و از ساخت و سازهای بی رویه و بعضاً طاغوتی آنها جلوگیری به عمل بیاید. تعادل سطح تخصص و تحصیلات و میزان درآمد و حقوق در دستگاههای مختلف که تحت عنوان نظام پرداخت هماهنگ رخنمون کرده است باید مد نظر قرار داده شود و اینطور نباشد که کارکنان شرکت های دولتی و بانکها از درآمدهای کلان برخوردار و وابستگان دستگاههای دولتی محروم از درآمدهای اضافی و در مشقت برای اخذ وام و سایر امکانات باشند که هستند. اینطور نباشد که یک کارمند ساده بانک به اندازه بیش از یک استاد دانشگاه درآمد داشته باشد و یک معلم حسرت اندکی افزایش حقوق یا مزایا را در دل داشته باشد و بغض اعتراض خود را فرو بخورد.
اگر جناب دکتر از نمایندگان سوال می فرمایند که آیا با 35 یا 135 هزار تومان می شود زندگی کرد و دل برای اقشار با درآمد پائین می سوزانند که دلسوزی به حقی است باید در نقطه مقابل از درآمدهای مافوق تصور کاکنان معادل در شرکت های دولتی و علی الخصوص پزشکان متخصص در بیمارستانهای خصوصی و دولتی نیز یادی می کردند. اگر فصل سیاسی کاری گذشته است و همه موارد باید شفاف گفته شود چه داعی وجود دارد که هیچ عکس العملی در رابطه با سرکیسه کردن بیماران در بیمارستانهای خصوصی توسط پزشکان حریص از سوی دولت نشان داده نمی شود. سازمان نظام پزشکی کشور کی و چند تا از گواهینامه های پزشکی افراد متخصص را به دلیل تخلفات عدیده مورد ابطال قرار داده است؟ بالعکس در گران کردن نرخ خدمات پزشکی نقش فعالی داشته و به نوبه خود در تولید معضل، قوی عمل کرده است. چرا با اراده ای قوی همانند کشورهایی مانند کوبا جلوی تخلفات پزشکی گرفته نمی شود و بخش قابل توجهی از درآمدهای خانوارهای ایرانی باید صرف هزینه های پزشکی شود. در کشوری که چاله و چوله های خیابانها و ترافیک بیش از اندازه سنگین جاده ها و عقب ماندگی و فرسودگی وسائط حمل و نقل و از قبل جریمه خواری نیروهای پلیس و ایذاء شهرداری ها و اصحاب وزارت راه و ترابری بعلاوه آلودگی هوا در شهرها و آلودگی آب های آشامیدنی اعم از آلودگی های فیزیکی و شیمیایی و اخیراً آلودگی های تشعشعات هسته ای و رادیواکتیو همه و همه در تولید انواع شکستگی ها و بیماریهای علاج پذیر و صعب العلاج و علاج ناپذیر نقش آفرینی اکتیوی دارند و الحمدالله در این بخش از فعالیت قابل بردن جوائز بین المللی و بین الدولی هستند این هم رویش که وضعیت پزشکی و درمان نیز مردم آزار باشد و دولت نیز خود به عنوان کمک کار پزشکان حریص عمل نماید. دیگر از قبوض الکی و تهدیدات قطع برق و آب و گاز و تلفن نباید حرفی زد و از عوارض عجیب و غریب و الحمدالله متنوع شهرداری و ثبت و دارایی و ... نیز نباید گلایه مند بود. مملکت مانند گل و بلبل اداره می شود و همه راضی از چسب رازی. اگر این قلم که صاحب آن یکی از خیل دلسوختگان و دلسوزان این نظام و وابسته و دلبسته این مردم و ارادتمند و تسلیم رهبری آن است ننویسد چه کسی می تواند دردها را باز گوید. حتم بدانید که این قلم به جو سازی نخواهد پرداخت و فقط به بیان دردها از زاویه اینکه باید راهی برای حل آن جستجو شود و با اعتقاد به اینکه اراده ای قوی باید که با این مشکلات و معضلات برخورد نماید و قاطعیت مطالبه حقیقی موکلین از وکلای خویش است تنها راه درمان و رفع و دفع نابسامانی های خودساخته ما است. اگر از پرخوری ظالمان و زراندوزان که در قالب سیمایی شسته و رفته و جذاب و فریبکار ظاهر می شوند و شخصیت ظاهریشان قدرت مقابله را از آدم سلب می نماید، ننالد و از فقر و فاقه و گرسنگی مستمندان و درد بیماران فریاد نکند چه کند؟ الیس الصبح بقریب!!؟؟
به حضرت دوست بگوئید جداً دوستت دارم.