پیام به نیروهای اصلاح طلب

 

نیروهای اصلاح طلب فکر می کردند که کسب آراء بالا توسط خاتمی در اثر فعالیت های آنان بوده است و عملکرد خوب آنان مورد قضاوت مثبت مردم قرار گرفته و در نتیجه اقبال مردم در نوبت دوم کاندیداتوری خاتمی افزایش یافته و خاتمی بدون رقیب به عنوان تنها منتخبی بود که در نوبت دوم ریاست جمهوری اش بیش از نوبت اول رای آورد.  در فعالیت های اجتماعی بخصوص فعالیت های سیاسی نوع قضاوت ها اینگونه است که مردم به برنامه رئیس جمهور رای دادند و خواست مردم تحقق وعده هایی است که به مردم داده شده و بنابراین کابینه باید برای محقق نمودن این خواست ترکیب خاصی داشته باشد.  دولت اصلاحات بدون شک مصدر خدمات عظیمی شوده است ولی نمی توان از نقاط ضعف آن هم چشم پوشید. 

 

آقای دکتر احمدی نژاد نیک می دانند که تمام شعارهای ایشان در قالب انتخاب کابینه تجلی پیدا خواهد کرد.  اگر در کابینه از افراد ضعیفی که در جامعه به بعضی از صفات شهرت دارند و کارکرد آنها کاملاً مشخص است استفاده شود نه تنها کشور به سودی نخواهد رسید بلکه دور جدیدی از باند بازی با نگرشی نوین بروز خواهد کرد که مشکل را برای مردم دو چندان خواهد نمود. 

 

جالب است امشب درست از جایی این مطلب را ادامه می دهم که سخنان دکتر احمدی نژاد و اولتیماتوم جدی ولی فوق العاد مودبانه رئیس مجلس را از تلویزیون نگاه کردم.  نکات بسیار ارزنده ای در سخنان هر دو مقام محترم وجود داشت.  نکته اول شباهت نحوه سخن گفتن دکتر احمدی نژاد با خاتمی است منتهی با لحنی ملایمتر و با قدرت سخنوری کمتر که وقتی چشمهایم را می بستم و گوش می کردم احساس می کردم آقای خاتمی دارند صحبت می کنند.  از مجموع سخنان این به خاطرم رسید که نباید اینگونه تصور شود که با بوق کردن استفاده از مدیران جوان و وابسته به نسل دوم زیر آب همه مدیران قبلی و با تجربه و مفید و ارزشمند زده خواهد شد و آنها باید منتظر بازنشستگی و کنار کشیدن از صحنه باشند.  مطلبی که در سخنان رئیس مجلس هم آمده است.  قطعاً دکتر احمدی نژاد هم چنین نیتی ندارند و بیان امر استفاده از نسل دوم نافی بهره برداری از تجربیات نسل ماقبل از آن نیست. 

 

معیارهای بسیار زیبایی برای انتخاب کابینه مطرح شد که صداقت، کارآمدی، جدی بودن، دل به کار دادن، عدم مس مس کردن و وقت تلف کردن، غرق نشدن در تئوری پردازی، سادگی در زندگی و مشی، مردمی بودن، اخلاص، تبعیت از اراده مجلس، و پر واضح است پاسخگو بودن، دارای قدرت اجرایی بالا، و ... جزئی از آنها بود.  بسیار عالی است و هنوز زود است که از پیش قضاوتی داشته باشیم که آیا گفته ها و آرزوها با انتخاب ها و عمل مطابقت خواهند داشت؟  انشاء الله اینگونه باشد و ما هم در شماره های قبلی این تاکید را به جناب ایشان داشتیم که از انتخاب کابینه ترسو خودداری نماید.  کسی که حس مس کند پشتوانه او خدا است و دستی او را به سمتی هدایت می کند که راه سعادت خدا خواسته در آن مسیر قرار دارد نمی تواند از سختی راه هراس داشته باشد.  توکل حلال بسیاری از مشکلات خواهد بود.  فقط مشروط به این است که در انتخاب واقعاً همه موارد در نظر گرفته شود و مانند مادری عمل نکند که همه بدی ها و خطا ها را از فرزند همسایه می بیند و فرزند خود را بری از هر گونه اشتباهی می داند.  اگر رویکرد مسامحه جویانه و با حسن نظر و ظن برای کسانی که آشنایی بیشتری نسبت به آنها هست انجام گیرد، عدالت حکم می کند که با همین نگاه به رقبای آن در بررسی ها رفتار شود.  دولت عدالت محور باید به سابقه افراد نگاه عمیق داشته باشد.  تایید گروهها و دستجات و فراکسیونهای موضوعی و منطقه ای مجلس نمی تواند قاطعیت داشته باشد و حسن ظن آنها به فرد موجب پوشاندن ضعف ها و حتی ناتوانی های اجرایی فرد بشود.  در صندوق بررسی افراد مطرح برای تصدی امری باید همه اطلاعات و ماسبق فراهم شده و با موشکافی به آن نگاه شود.  مهمتر از همه چیز تاکید بر کسب درآمدهای حلال و عدم استفاده از فرصت ها و رانت ها در زندگی باید وجود داشته باشد.  نکته زیبایی که ایشان تاکید داشتند و ما هم در نوشتارهای قبلی بر آن تاکید ورزیدیم عدم استفاده ابزاری از دین و اعتقاد است.  هر چقدر دینداری ارزش و دیندار ارزشمند است استفاده ابزاری از دین، رهبری، روحانیت، علم، تقوی، مدرک و سایر موارد می تواند ضد ارزش تلقی گردد.  البته به جناب ایشان باید حق داده شود که مامور به قضاوت بر اساس ظاهر باشند و نمی توانند کنه وجود و شخصیت درونی افراد را کشف کرده و بر اساس آن قضاوت نمایند اما شاخصی را که مطرح کردند همان ایشان را به سمت و سوی درست رهنمون خواهد شد و صلابت و مدیریت و مراقبت از عملکرد وزراء مانع رفتارهای دنیا طلبانه و ریاکارانه زیر مجموعه خواهد شد.  صاحب این شکسته قلم نیز چنین فکر می کرد اما به خاطر خدا دستور بررسی صادر فرمائید که چه کسانی برای چه و با چه بهانه هایی خانه نشینم کردند و چه کسانی با به کار گیری عنصر فریب و انجام معاملات پشت پرده حضورم را در کوران مدیریت مضر به حال خویش تشخیص داده و به ای نحو ممکن در صدد حذف این نوع نگرش و مدیریت بر آمدند. 

 

خدا را شاکرم و امروز به نوع عملکرد و نگرش اجرایی خویش افتخار می کنم که آنچه کردم الآن به عنوان یک روش و منش مورد تاکید بالاترین مقام اجرایی (دکتر احمدی نژاد) و تقنینی (دکتر حداد عادل) کشور قرار می گیرد و تعبیر کردن عدم باج دهی به اصحاب زور و زر و تزویر به بسته بودن و راه نیامدن که در یکی از مقالات بدان اشارتی داشتم امروز به عنوان یک ارزش افتخار آمیز برایم از زبان جناب دکتر احمدی نژاد بدون هیچ شناختی از بنده غیاباً لوح تقدیر و تمجید فرستاده می شود.  لااقل آقای مهندس سعیدی کیا شاهد این صداقت بنده بودند و نیز آگاه از غربت چندین ساله ام.  جرمم در داخل جریان راست این بود که با طیفی از نیروهای چپ نشست و بر خاست داشته و دارم و در بین نیروهای چپ هم گناه بزرگم عملکردم بود که بدون گرایشات معمول و مرسوم به چپ یا راست عمل می کردم.  خدا را شاکرم که وقتی قرار شد در انتخابات مجلس هفتم کاندیدا شوم در اولین مصاحبه ای که با خبرنگار تلفنی هفته نامه همولایتی کردم و در شماره های آن روزها ثبت و درج شده است این نکته را تاکید کردم و تیتر شد که من یک چپ ولایتی هستم.  تاکیدی که رهبری معظم انقلاب به آن اصولگرای اصلاح طلب تعبیر نمودند. 

 

جناب آقای دکتر احمدی نژاد زمانی پس از ادغام وزارتین جهادسازندگی و کشاورزی استاندار وقت مازندران از من که فردای آن روز توفیق رفتن برای زیارت خانه خدا که خانه امید همه مسلمین است را پیدا می کردم پرسید که بالاخره تومی مانی یا فلانی؟  بدون هیچ تردیدی جواب دادم فلانی.  ایشان پس از مکثی و با گفتن حرفی راجع به مدیریت نامبرده گفتند که امکان ندارد ولی من با قاطعیت گفتم که حتی شما را واسطه ماندن ایشان خواهند کرد.  ایشان مجدداً با تاکید گفتند امکان ندارد شما از کجا چنین قضاوتی می کنید؟  گفتم انگار به من الهام می شود واقعش نمی دانم چرا چنین احساسی دارم.  پس از بازگشت از سفر پر خاطره زیارت خانه خدا و انتصاب فرد مورد بحث و تحمیل عزلت بر حقیر شنیدم که مرحوم دادمان در اثر خواهش دامادشان که زمانی مدیرکل مازندران بودند و با واسطه با رقیب رفیق آشنا، از استاندار اسبق خواستند که با احدی از همتایان سابق که در وزارت جدید مسئول نصب مدیران استان بودند برای ماندن ایشان صحبت نمایند و ایشان چنین کردند که حدس قبلی ام نادرست نباشد.  الحمدلله سرافرازم که بعد از آن در بین برادران جهادیم و مدیرانی که در جلسات با آنها افتخار مصاحبت پیدا کردم به صفت اخلاص و قاطعیت و صداقت شهره شدم و کارآمدیم مورد تائید بدنه صادق جهاد و کشاورزی هر دو قرار گرفت. 

 

اینها گفته شد تا موقعیت نویسنده از بابت نوع نگرش به مدیریت و خدمتگذاری معلوم شود وگرنه این حداقل به شکرانه الهی از قبل معلمی در دانشگاه رزق حلالی برای امرار معاش آنهم بیش از حد متوسط جامعه در می آورد و از دنیای خداداد خویش کاملاً راضی است و نیازی به بازگشت به مدیریت نیز در خود نمی بیند و تنها نظاره گر حریصان و طمع کاران سیست باز دغلکار مکار بودن برای بالا رفتن از منبر این پست ها واقعاً زجر آور و دغدغه ساز است وبس.  چندانکه ننوشتن و سکوت برای امثال چون منی در چنین شرایطی گناهی نابخشودنی خواهد بود.  من تکلیفم را با تقبل چنین زحماتی ادا می کنم و نیک نمی دانم که نوشته هایم توسط عدالت جویان و دین مداران مورد مطالعه و مداقه قرار خواهد گرفت یا اصلاً فقط برای خودم می نویسم و بس.  انشاء الله چنین مباد. (شاید مطالعه روی حقیر آقای دکتر احمدی نژاد را در انتخاب یکی از وزراء کمک کرده و از دغدغه برهاند به همین سادگی!!!).