قدم دکتر احمدی نژاد – 8 (سهم مازندران در کابینه)
اگرچه این مطلب از سلسله مطالب قبلی خارج شده ولی ضرورت آن حداقل برای مازندرانی های عزیز که در دور دوم آراء بسیار بالایی را به جناب دکتر احمدی نژاد دادند حائز اهمیت فراوانی است.
جناب رئیس جمهور:
مازندران دیر زمانی است که در تب و تاب داشتن سهمی در کابینه دولت های مختلف می سوزد. در شماره های پیشین اشاراتی در این خصوص شده است و بی توجهی دولت های پیشین به استعدادهای فوق العاده خوب و مدیریت بالای تعداد زیادی از نیروهای مازندران تلویحاً ذکر شده است. به خاطر اینکه یکبار هم قبلاً در دوره آقای خاتمی مقاله ای تحت عنوان سهم مازندران در کابینه خاتمی را طرح کرده بودم الآن نیز این را طرح می کنم و خاطر نشان می کنم که مازندران یک ضعف عمده دارد و آن عدم توان در بزرگنمایی و درشت نمایی نیروهای خود است. قطعاً بدانید و آگاه باشید در مازندران از بسیاری از وزرای دولت خاتمی و هاشمی نیروهای خوش فکرتر و مدیرتر داشتیم و الآن هم داریم که برای اداره وزارت و هدایت آنها نیروهای قابلی هستند. برخی از موارد متذکر شده در مقاله مورد اشاره بر حسب نیاز با تغییراتی مجدداً ذکر می شود.
در سالهاي رياست جمهوري آقاي خاتمي تحرکات مثبتي در ارتباط با وجود حداقل يک وزير از استانهاي شمالي در کابينه دولت اصلاحات آقاي خاتمي در سطح نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي و نشريات محلي بوجود آمد. حداقل نتيجة اين تحرکات تقويت اراده نمايندگان مردم و محکم بستن کمربند اراده ها براي دوره هاي بعدي و بررسي دقيق اين مسئله که براستي چرا از استانهاي شمالي حتي يک وزير در کابينه نداريم؟ اين اقدام از آن جهت مثبت بود که اين سؤال اساسي را در ذهن مردم ايجاد کرد که عوامل عدم انتخاب يک وزير در کابينه را بررسي نمايند و نخبگان مردم نيز به فکر چاره بيافتند.
در اينکه اين عدم انتخاب حالت طبيعي ندارد، همة پيگيري کنندگان عقيدة مشترکي دارند. از عوامل مهم تاثيرگذار در ايجاد ذهنيت مثبت بر روي نيروهاي مطرح، ايجاد شناخت در مورد نيروها در ذهن تصميم گيرندگان است. در ايجاد شناخت تنها پتانسيل مديريتي نيروها کفايت نمي کند بلکه بايد بطور جدي بدنبال مطرح کردن نيروها و بزرگ نمايي توانمنديهاي آنها بود. فرهنگ حاکم بر هر منطقه نيز بشدت در چگونگي طرح نيروها دخالت قاطع دارد. بايد حداقل در فرهنگ حاکم بر جلوت و خلوت نمايندگان تجديد نظر صورت گيرد و رقابت بين خود را بجاي اينکه در جهت تخفيف نيروهاي همديگر که بصورت يک سم مهلک براي تخريب ناجوانمردانة نيروها در آمده است، به رقابت مثبت در جهت تقويت يکديگر تبديل نمود. اين امر ميسر نمي گردد مگر اينکه کل استان را بصورت يک شهر واحد در نظر بگيريم و براي آن تعريف منافع مشترک را بنمائيم.
اولين گام در راه شناخت نيروها بررسي جامع از موجوديت استان توسط نمايندگان محترم بدون حب و بغض مي باشد. ارائة ادعاي فوق بسيار ايده آل جلوه مي نمايد اما في الواقع غالب گرفتاري مازندران از همين نقطه ايجاد مي شود که در وادي عمل کمتر به تقويت نيروها از شهرهاي رقيب پرداخته مي شود. اصولاً يک رقابت منفي بر ذهن کليه نيروهاي استان حاکم شده است که بجاي تقويت، تضعيف و بجاي ايجاد موقعيت هاي برتر براي همديگر به طرد و رد يکديگر مي پردازند. بديهي ترين نتيجة هر "اختلاف و عدم صداقت در برخوردها" اين خواهد بود که سستي و فتور بر قوم و جمع حاکم شود. تفرقه موجود بين شهرستانهاي استان به هر دليلي که باشد حاصلي جز فشل شدن نيروها ندارد. آن تئوري پردازاني که تحمل نيروهاي ساير شهرستانها را بر نمي تابيدند و يکدست سازي محيط اداري استان و راه ندادن نيروهاي ساير شهرستانها در حيطة مسئوليتي خود را هدف قرار داده بودند و فکر ميکردند با اين عمل مي توانند مصادر امور را در استان قبضه نمايند و به قيمت ظلم به صاحبان حق، حقوق مردم را ظالمانه جابجا مي نمودند، بايد فکر امروز را نيز مي کردند که نيروهاي ساير شهرستانها نيز بر انسجام خود جهت مقابلة شديد با اين پديدة شهرمحوري بيفزايند و با قدرت گرفتن و جايگزيني تدريجي، آنها نيز حدود و ثغور و قواعد بازي را رعايت ننموده و با اين تصور که در اين رقابت، قبضه کردن امور توسط نيروهاي همشهري راه حل مشکلات شهرستان است، بي رحمانه اقدام به مقابله به مثل نمايند. آنگاه شهرستانهاي ديگري نيز وارد شده و در هر جا قدرتي يافتند، عرصه را بر ديگران تنگ نمودند. جاي تاسف در اينجاست که هنوز از اين روش فشل کننده دست برنداشته و بر طبل تک رويها بيش از همه همچنان توسط حداقل تعدادي از نمايندگان بشدت کوبيده مي شود.
اعتماد، قرباني واقعي اينگونه رفتارها است و اعادة آن مشکل ترين کاري است که وظيفة همگان در پيداکردن راه حل رفع اين سوء تفاهمات و بي اعتمادي ها مي باشد. براي دست يابي به اين مهم بيش از هر کسي نمايندگان محترم بايد مواظب رفتارها و موضعگيريهاي خود باشند و با در پيش گرفتن منش گذشت و جوانمردي و دفاع از منافع همة شهرستانها و نشان ندادن تعصب هاي جاهلانة شهر گرائي پايه گذار اتحاد و دفاع از منافع استان توسط آيندگان باشند. بعضي از زرنگ بازي هاي نابخردانه و حرص بسيار زيادي که براي گول زدن مردم صرفاً به جهت حفظ آراء وجود دارد نتايج زشت تعصب هاي شهري و برخوردهاي داخل استاني و خنثي سازي همديگر را بدنبال خواهد داشت. نبايد کاري صورت گيرد که بجاي حل معضل پرورش نيروهاي انساني، از ترس اينکه همين نيروها فردا بصورت رقيب انتخاباتي مطرح بشوند، به تخريب چهره مديريتي نيرو از سوي صاحبان نمايندگي مردم دنبال شود. در دورة گذشته شنيده شده بود که يکي از نمايندگان استان براي رضايت دادن به اينکه احدي از مديران همشهريش به مقامي منسوب گردد، شرط عدم کانديداتوري در انتخابات را مطرح کرد. اين نشان ميدهد که نمايندگان بجاي اينکه خالصاً مخلصاً در خدمت مردم و نيروهاي خودي استاني براي رشد بيشتر باشند بنحوي در صدد خنثي سازي نيروها و عدم طرح آنان بعنوان نيروي قوي و قابل مي باشند و اين درست همان رنجي است که استان از اين بابت مي برد و نه تنها شخصيت نيروها به اندازة کافي پردازش نميگردد، بلکه بعضاً زيرآب آنها نيز زده مي شود. اينجاست که وظيفة يک نمايندة دلسوز بسيار سنگين تر از ساير آحاد جامعه مي باشد و طرح چهرة واقعي نيروها از خود گذشتگي بالايي را طلب مي کند. وگرنه صدور يک اطلاعيه تهديد آميز دردي را دوا نخواهد نمود و ميل واقعي نمايندگان محترم را عميقاً و حقيقتاً نميتواند نشان بدهد.
حال که اين امر از سوي نمايندگان محترم شمال مطرح شده نبايد بر طبل تعصب آنقدر کوبيده شود که بجاي سودي که بايد ماحصل اين اقدام باشد، دودش به چشم استانهاي شمالي برود و نتيجه بعدي بي اعتنايي وزراي مورد انتخاب پس از کسب راي را بدنبال داشته باشد. اقدام سنجيده در اين مرحله آن است که از اين اتحاد در موضع گيري براي مراحل بعدي بخوبي استفاده بشود و از خيل نيروهاي علمي و مذهبي و انقلابي که در استان وجود دارند براي دوران آينده دولت برنامه ريزي شود. آنگونه که احساس مي شود، در شرايطي که دولت وزاري مربوطه اش را به مجلس براي کسب راي اعتماد معرفي کرده براي نتيجه گيري مطابق خواست نمايندگان شمال بسيار دير است و دولت نمي تواند ليست خود را پس بگيرد و مجلس هم ضعيف يا قوي به آنان راي خواهند داد. لذا بايد بفکر اخذ دو امتياز اساسي از دولت و وزراي مطرح شده بيفتند و با راضي شدن به آنها بنحوي در اين امر با وزرا و دولت مصالحه صورت گيرد. اولين امتياز از دولت بايد براي آن باشد که در صورت باقي بودن در دور بعدي رياست جمهوري معادلة نيروهاي شمال را ناديده نگيرند و از همين الآن هم بايد نمايندگان محترم بدون هر گونه حب وبغضي کليه نيروهاي مورد نظر در استان را مورد شناسايي و تجزيه و تحليل قرار دهند و از خرده گيري هاي بيجا و اعمال عقده ها و نظرات غير منطقي و احساساتي پرهيز نمايند و بموقع به دولت آينده ليست ارائه داده و فشار لازم را وارد نمايند. اساساً معني دقيق دموکراسي هم اين است که براي جا انداختن نيروهاي مورد نظر تلاش به هنگام صورت گيرد ولي در صورتي که معادلة قدرت به نفع ديگري رقم خورد بناي همکاري توام با امتياز خواهي را بايد تقويت نمود. امتياز دوم از وزراء بايد اخذ شود و آن اينکه از همين الآن بايد قول گرفته شود تا در حد معاونين وزير و رؤساي سازمانهاي وزارتخانه اي از نيروهاي شمالي استفاده شود و براي اين مسئله نيز ليست ارائه شود و صادقانه پيگيري لازم نيز انجام گيرد.
علاوه بر مسائل مربوط به انتصاب نيروها نبايد نسبت به ساير مسائل مهم که در ايجاد وحدت نظر درسطح استانهاي شمالي تاثير فراواني دارد غافل بود. مجموعة نمايندگان بايد مدافع حقوق همة شهرهاي استان باشند و در اخذ پروژه هاي بزرگ براي استان تلاش نمايند. براي استقرار پروژه ها نيز بايد به مکان يابي کارشناسانه بدون اعمال فشار تن داده شود. زيباترين حالت اين است که نمايندگان مختلف براي آوردن پروژه به داخل استان حتي در شهرهاي بظاهر رقيب تعامل و همکاري داشته باشند. تعداد پروژه هاي بزرگ مورد تقاضا نبايد زياد باشد بلکه بايد با يک برنامه ريزي، يک يا دو پروژه را بدقت هدف گيري نمود و با کمال جديت تا رسيدن به نتيجه پيگيري کرد. در هر صورت بخاطر اين اقدام نمايندگان محترم که حرف دل مردم مازندران نيز بود جداً بايد از آنها تشکر و قدرداني نمود. ارادة همگاني نيز بايد براي تهاجم به مراکز قدرت و جايگزيني نيروهاي شمالي تقويت شود. واقعاً بايد اين ذهنيت از حافظة مسئولان کشوري پاک شود که نيروهاي فوق العاده مستعد و مدير شمالي در مقايسه با ساير نيروهاي موجود ضعيف تر و ناتوان تر هستند بلکه بايد با اصرار حقيقت بلا انکار قدرت مديريت نيروهاي شمالي را چه به لحاظ علمي و چه به لحاظ مديريتي جا انداخت و بر اين باور بود که حق دادني نيست که به ما اعطاء شود بلکه گرفتني است و بايد آن را نقد نمود.
جناب دکتر احمدی نژاد این مطالب در آن زمان حرف دل بسیاری از مردم بود و خواست عمومی آنها از نمایندگانشان در مجلس. متاسفانه در هیچکدام از موارد ذکر شده یعنی در سهم خواهی از وزارت، در کسب امتیاز برای داشتن معاونی وزراء، و در اخذ پروژه های بزرگ موفق نبودند که هیچ بلکه وزارت کشور با تحمیل استاندارانی که یا دارای مشکل برخوردی بودند و یا از تفکر و مدیریت قوی در هدایت نیروها و تولید منافع و فرصت های جدید برای استان بی بهره بودند استان مازندران را از مواهب رشد و توسعه محروم نمودند و آن را تبدیل به استانی نمودند که سر سبزی بلای جانش شده است. به امید آنکه در دولت شایسته محوری جنابعالی عملاً شاهد حضور پر رنگ نیروهای مازندرانی نیز باشیم.
به حضرت دوست بگوئید جداً دوستت دارم.