گفتم که یکی از دلایلی که مردم به سمت آقای دکتر احمدی نژاد گرایش نشان دادند شعارهای براندازی مدیران نا لایق توسط ایشان و تیم حامی ایشان بوده است.  انصاف این است که مدیران سوء استفاده های زیادی از موقعیت خود نموده و با بهره برداری از موقعیت به نان و نواهای فراوانی دست یافته اند.  نمی خواهم راه دوری رفته و مثالها را از کله گنده ها انتخاب نمایم.  در همین استان ما که به طور مرتب با حاکمیت مدیران غریبه مواجه بود و از آن به عنواه پایگاه تمرین مدیریت استفاده می شود به اوضاع مدیران و میزان سوء استفاده های آنان که نگاه شود همان نتیجه ای را می توان گرفت که از مدیریت سطح بالا می توان آن را اخذ نمود.  به تناسب اینکه سالیانی وارد در مدیریت بودم توضیحاتی را می خواهم عرض نمایم که چندان بی خطر نیستند. 

از روز اولی که به یکی از پست های استانی منصوب شدم مورد اذیت و آزار مدیرانی که در استان با استفاده از رانت قدرت به باج خواهی مشغول هستند قرار گرفتم.  یکی از مدیران طراز اول استان که ماشاء الله به صورت مادام العمر در آمده و اگر بررسی شود افراد زیادی را از قبل رانت قدرت خود به دستگاهها و مقامات وارد نموده و به همین دلیل از حمایت بی شائبه آنان برخوردار می باشد و با فضا سازی های زیاد بسیار متشرع جلوه نموده و وجود ذیجود ایشان برای استان پر مسئلّه مازندران جزء ضروری ترین و حیاتی ترین مسائل و نیازها تبلیغ می شود و در دستگاههای مهم بالا دست نظام بحمدالله به اندازه فوق کافی نفوذ و قدرت داشته و از حمایت های بیدریغ عالیترین مقامات برخوردار است در اولین ملاقات رفاقت منشانه فرمود که مدیر قبل از تو حرف ما را گوش می کرد و تا آخر از حمایت ما برخوردار بود و عامل اصلی ماندن طولانی مدت ایشان حمایت ما بوده است شما هم اگر می خواهید بمانید لزوماْ باید از همکاری ما استفاده کنید که به نفع شما است.  ابتدا نمی دانستم مقصود چیست ولی بعداْ دیدم از عوامل ایشان تماس گرفتند که بهتر است برای تسریع در داشتن نظر لیست افرادی را که می خواهید عزل یا نصب کنید را به ما بدهید.  بعد از مدتی که برخی از عزل و نصب ها انجام شد و جلوی صدور بی رویه موافقت اصولی ها گرفته شد، پی در پی از طریق حراست ما تماس گرفتند و وقت ملاقات خواستند تا مرا از خطر عظیمی که با آن مواجه خواهم بود آگاه نمایند.  بعد از اینکه وقت ملاقات داده شد گفتند مسائلی بود که دوستان می خواستند آنها را در بولتن بیاورند ولی به دلیل ملاحظاتی که در سوابق شما برای ما وجود دارد از آوردن آن خود داری شد.  گفتم آن مسائل چه بود خلاصه به اینجا رسید که مسئله ای وجود نداشت الا اینکه شما چرا افراد مورد حمایت ما را بر می دارید و از همشهریان خود می گذارید.  در جواب گفتم که کجا چنین اتفاق افتاده است.  مگر نه این است که من باید افراد مورد اعتماد خود را بر سر پست های حساس بگمارم.  گفتند بله گفتم خوب مورد اعتماد ترین افرادی که می شود پیدا کرد ابتدا باید در خانواده سپس در اقربا سپس در هم محلی ها و سپس در همشهریان و سپس در هم استانی ها یافت.  گفتند که قبول داریم ولی شما بیش از اندازه از همشهریان استفاده کردید.  گفتم که حالا با هم انتصاب ها را مرور می کنیم یکی یکی انتصاب ها را مرور کردیم و دیدیم که اتفاقاْ تعداد افرادی که از برخی از شهرهای دیگر منصوب کردم بیشتر از همشهریانم بود.  گفتم حالا شما می گوئید که همشهری گرایی بد است من هم قبول دارم کار بدی است اما دیدید که من اینگونه نبودم ولی شما چرا اینگونه هستید.  یک سری به حراست های ادارات استان و شرکت ها و سازمان ها و بانک ها بزنید بیش از ۶۰٪ آن از یک شهرستان یا حوزّ انتخابیه هستند.  چرا چون از طرف شما معرفی می شوند.  شما که خود از رانت قدرت برای انتصاب استفاده می فرمائید چرا تاب دیدن عمل مشابه از طرف دیگران را ندارید.  مضافاْ خجالت دارد که برای تحت تاثیر قرار دادن من و برای حمایت از یک نیرو اینقدر مسئله سازی کنید.  موارد رانت خواری از قدرت و ثروت که مورد شعار آقای دکتر احمدی نژاد بود بسیار فراوان است.  یک وقتی می خواستم رئیس یکی از شرکت های زیر مجموعه را که به نظر من با رانت قدرت بر سر کار مدیریت گمارده شد تعویض نمایم.  هنوز در کوران رای زنی بودم و قضیه کمی بیخ پیدا کرده بود و متاسفانه یکی از نمایندگان که زمانی به عنوان مشاور در این شرکت پول یامفتی در می آورد مدیر مورد نظر را مورد حمایت قرار می داد و از کلیه نمایندگان استان برای ماندن ایشان بر سر قدرت امضاء جمع نموده و به وزیر وقت دادند.  من که به بن بست رسیدم دیدم توسط همین عامل قدرتمند پیغام فرستاده شد که اگر می خواهی فلانی را برداری ما ظرف یک هفته این کار را برایت انجام می دهیم منتهی به یک شرط و آن اینکه فلانی که داماد و پسرعموی این بزرگوار هستند را به جای ایشان معرفی نمایید.  من این فرد را می شناختم و اتفاقا زمانی که دانشجوی من بودند با حمایت همین رانت قدرت در پست فرمانداری یکی از شهرهای مهم استان بودند.  یک لحظه وحشت تمام وجودم را در بر گرفت و با خود فکر کردم که آیا برای برداشتن این نیرو باید وارد معامله و باج دهی شوم.  با خودم عهد کرده بودم حتی به قیمت کنار نهاده شدن تن به این ذلت ها ندهم و ندادم و گفتم که به فلانی بگوئید من تا الان می خواستم فرد مورد نظر را بردارم ولی از این ساعت اصلا در فکر تغییر ایشان نیستم.  شاید خداوند توفیق داد و مثالهای دیگری از باج خواهی های عوامل قدرت و ثروت را تقدیم نمودم.