شايد خيلي جالب نباشه اما ديروزآخرين امتحان را از بچه هاي فوق ليسانسم گرفتم.  بچه هاي بسيار با استعدادي هستند و دلشون براي نمرات بالا لك مي زنه.  اصولاً آدم سخت گيري نيستم اما سعي مي كنم سؤالاتي را طرح كنم كه با شان دانشجو و اطلاعات فراواني كه دارد هماهنگ باشد.  اهل پيچ دادن سؤال با جوابهاي چند پهلو نيستم.  اصلاً بدم مي آيد كه از نادانسته هاي دانشجويانم امتحان بگيرم.  سعيم اين است كه از دانش و ميزان اطلاعات آنها امتحان بگيرم.  شنبه قبل امتحان اصلاح نباتات تكميلي داشتند و ديروز امتحان سيتوژنتيك.  امتحان سيتولوژي را هم كه در روز بيست و دوم از آنها گرفتم.  ورقه سيتولوژي را كه تصحيح كردم نمرات كليه دانشجويان خوب بود و بعضي هم عالي.  نمره پائين تر از ۱۳ نداشتند.  آرزوي توفيق براي همه جوانان و اهالي معرفت دارم.  باور بفرمائيد ما در اثر سوء سياست هايمان جوانان را به سمت و سوي ناصواب هدايت مي كنيم.  اين جوانان بسيار خوب و سر زنده هستند.  فقط به مقداري هدايت و نصيحت نياز دارند.  راستي از نصيحت گفتم.  امروزه يكي از مشكلات تنفر جوانان از شنيدن نصيحت است كه خود اين امر يك مسئله حساسي است كه بايد بر روي آن كار شود تا اين گوهر تابناكي كه در هدايت انسانها مي تواند نقش حياتي بازي كند به شكل زشت و ضد ارزش در ذهن جوانان در نيايد.  نحوه برخورد ما با آنها شرط اصلي تغيير رويه و ايجاد آمادگي براي شنيدن است.  برخي براي حفظ خود حتي از مقداري شوخي كردن با جوانان پرهيز مي كنند.  مورد زيبايي نيست.  انشاء الله بيشتر روي اين مسئله حرف خواهم زد.